حسين ديوانه كه چون پلنگ خشمناك خلقى را بر خاك هلاك انداخت و چون شير غران كار مخالفان به شمشير دوروى يك روى مىساخت . چون سلطان كواكب سپاه از بيم آن رزمگاه به حصار مغرب درآمد از طرفين عنان بازكشيد .
مصرع
به منزلگه خويش رفتند باز
و ديگر روز كه خورشيد جهانسوز
بيت
زجيب افق تيغ بيرون كشيد * همه دامن چرخ در خون كشيد
ميرزا ابو القاسم بابر صفها كشيده سورن انداخت و از صدمت آن غلغله اركان جهان را مزلزل ساخت و فرمود كه در برابر شهر پيش لشكر خندق كنده جاى خود محكم ساختند و چون شب درآمد ، از هر دوسو طلايه برگماشتند و تا روز پاس داشتند .
و روز ديگر كه آفتاب عالمتاب لواى ضيا برافراخت و از پرتو نور اطراف حصار سپهر روشن ساخت مبارزان بهرام انتقام آهنگ جنگ كردند و مردم شهر از دروازهء چهار راهه « 212 » در برابر امير شمس الدين محمد خداداد بيرون آمده باغها پناه ساختند و تير مىانداختند . در اثناى محاربه تومان امير پيشدستى نموده پس نشستند و پيادگان و سواران شهر از پناه ديوار بيرون آمدند و به ميدان درآمدند و چون تيراندازان آن ولايت به غايت سخت كمانند و گمان آنكه تير ايشان از جيبه و جوشن چون سوزن از برگ گل و سوسن مىگذرد لشكر خراسان به فغان آمده عنان برتافتند و در مغاكها اسب و سوار بر بالاى هم افتاده جمعى هلاك شدند و باقى جسته و خسته
هامش
( 212 ) . مذكور در يزدى ج 2 ص 690 به بعد و 703 - يزدى در محل مذكور گفته است كه باغ شاهرخ نزديك دروازهء چهار راهه بود و ليسترينج بر ص 463 گفته است كه سمرقند را از هر جانب باغها احاطه كرده بودند .