بر عمر تو و دوام ملك است دليل * امسال كه تاريخ شدش « بابرخان »
ايضا
شاها چو عراق فتح بادت آفاق * شاهان جهان به خدمتت بسته نطاق
هم « فتح عراق » لايق تاريخ است * بگشاد چو روى دولت از فتح عراق
و از غرايب اتفاقات آنكه جناب فضايل مآب مولانا شريف الدين على اليزدى همين حروف « بابرخان » را نظم كرده به جهت سال گذراند و ميرزا ابو القاسم بابر ولايت يزد را بهرسم سيورغال به جانب ميرزا خليل « 186 » سلطان بن ميرزا محمد جهانگير بن ميرزا محمد سلطان بن ميرزا جهانگير بن صاحبقران امير تيمور گوركان عنايت فرمود و جمعى امرا و دلاوران در خدمت او تعيين نمود . و موكب منصور از ولايت يزد روان شد و از كمآبى جوانغار و برانغار هريك به راهى رفتند و قول بزرگ كه در پناه رايت ظفر پناه بود به راه ميان عزيمت نمود و تمام لشكر به سلامت از بيابان بيرون آمد و چون ركاب همايون به ظاهر بلدهء تون قرار گرفت ، داروغهء آنجا قرامان تركمان به شرايط خدمتكارى قيام ننمود . ميرزا ابو القاسم بابر آن ولايت را كه سيورغال او بود ازو گرفته به امير غياث الدين سلطان حسين عنايت فرمود و دوشنبه دوازدهم شعبان موكب ظفرنشان در دار السلطنهء هرات نزول اجلال فرمود و اكابر و اشراف مملكت خراسان عموما و مقيمان شهر هرات خصوصا به تهنيت قدوم موكب منصور شكر نعماى الهى بهجاى آورده مراسم پيشكش و نثار به تقديم رسانيدند و ميرزا ابو القاسم بابر استفسار احوال ميرزا علاء الدوله فرموده چنان معلوم شد كه چون در نواحى هرات ويران شد به طرف سيستان بيرون رفت و از آنجا عزيمت عراق نموده در ملك رى به اردوى ميرزا جهانشاه رسيد و او مقدم او را موجب افتخار دانسته مراسم اكرام و احترام به ظهور آورد و ميرزا علاء الدوله در ظل ظليل رأفت و عاطفت او از آسيب خدنگ حوادث ايمن شد و ميرزا ابو القاسم بابر
هامش
( 186 ) . سلطان خليل در زامباور شجرهءT