ذكر واقعهاى چند كه در ممالك عراق و خراسان روى نمود و ميرزا ابو القاسم بابر عود فرمود
در آن زمان كه در موضع چناران صورت واقعهء ميرزا سلطان محمد روى نمود ، ميرزا ابو القاسم بابر چند شهر از ولايت عراق و فارس به امرا عنايت فرموده بود .
از آن جمله ساوه را به امير شيخعلى بهادر ارزانى داشت و بلدهء قم را به تصرف برادر او درويشعلى بازگذاشت و ايشان از راه رى متوجه ساوه و قم شدند و امير شيخعلى رعايا را به مطالبات عنيف تكليف نموده كارهاى بىقاعده فرمود و رعايا چارهجوى شده به جماعت تراكمه كه در آن نواحى بودند التجا نمودند و تراكمه ناگهان بر سر امير شيخعلى تاختند و او را گرفته به جانب ميرزا جهانشاه روان ساختند و شهر ساوه كه به حقيقت كليد عراق است « 182 » در قبضهء تصرف تركمان درآمده از روى تسلط و تعظم عازم بلدهء قم شدند و امير درويشعلى نيز با مردم قم با آنكه مولد و منشاء او بود معاش به قاعده ننمود و تركمانان غلبه كرده هر روز دايرهء محاصره تنگتر مىشد .
و ميرزا ابو القاسم بابر مدت چهار ماه بر سرير سلطنت فارس به دولت و اقبال گذرانيد و در آن اثنا ، اميرزاده الوند ولد امير اسكندر تركمان به درگاه سلاطين پناه ميرزا ابو القاسم بابر آمد و به حسن اكرام و لطف انعام احترام يافت و در خلال اين احوال به مسامع جلال رسيد كه تراكمه شهر ساوه را گرفته عازم تسخير بلدهء قم شدهاند و الحال به محاصره مشغولاند . ميرزا ابو القاسم بابر امراى كبار و بهادران نامدار نامزد اصفهان فرمود و مملكت فارس را به نواب معز الدين ميرزا سلطان سنجر « 183 » تفويض نمود و از گلشن شيراز كه مسند اعزاز پادشاهان آن ملك است به صوب اصفهان روان شد . در اثناى راه از جانب خراسان ايلچى رسيده عرضه
هامش
( 182 ) . حبيب السير : رايگان به تحت تصرف امير جهانشاه تركمان درآمد . لاجرم طمع در ديگر بلدان كرده طائفهاى از سپاه آذربايجان را به جانب قم روان ساخت .
( 183 ) . به ظاهر سنجر بن ميرك احمد بن عمر شيخ بن تيمور مراد است . ر ك براى وى به زامباور شجرهءT