فرمود « 188 » و نعش مغفرت مآب را بر دوش سلطنت انتساب گرفته سبب سعادت دنيا و آخرت دانست و در شمال عيدگاه به دامن كوه مختار مدفن قالب معطر منور اختيار كردند و ميرزا ابو القاسم بابر از وجوه شايسته مبلغى كرامند عنايت فرمود كه بر سر مزار مورد الأنوار عمارتى عالى سازند و معماران دانا و استادان توانا به آن كار قيام و اهتمام نمودند و جناب حقايق مآب زيادت از سى سال معتقد اهل كمال و مقتداى ارباب حال بود و سلاطين روزگار و پادشاهان نامدار به آن آستان ولايت آشيان متردد مىبودند و به التفات خاطر فياض توسل مىنمودند و جناب شيخ الأسلام ملجأ صناديد ايام و ملاذ خواص و عوام بود و در انجاح مقاصد خلايق غايت اجتهاد بذل مىفرمود و دست تسلط ظلمه از گريبان عجزه كوتاه مىداشت و نقش حسن عدالت بر لوح خاطر حكام اسلام مىنگاشت و دايم صايم الدهر بود و تحفه و هديه از كسى قبول نمىنمود و در آخر عمر شريف به عظمت تمام حج اسلام بهجاى آورد . فى الجمله چون جناب مغفرت مآب از عالم اسباب به جوار عنايت ملك وهاب رفت ميرزا ابو القاسم بابر قريهء جقاره و كاريز مختار وقف فرمود و اولاد امير جلال الدين فيروزشاه كاريزى كه هم نزديك مزار بزرگوار داشتند وقف كردند و جناب اخوى مولانا شريف الدين عبد القهار در تاريخ وفات حضرت قدس منزلت فرمود :
قطعه
قدوة العارفين امام به حق * قطب اقطاب عصر شيخ عمر
در ربيع نخست و فصل ربيع * سوى فردوس كردم عزم سفر
در سماوات غلغلى افتاد * چون به كرّوبيان رسيد خبر
هامش
( 188 ) . در حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 172 گفته است كه ميرزا بابر بعد پرسش « و پيشتر از برداشتن جنازه بازگشته به خيابان هرات شتافت و توقف نمود تا نعش شيخ را بدانجا رسانيدند » آنگاه از باره فرود آمده نعش را برداشت . جد صاحب حبيب السير سيد برهان الدين خاوندشاه بر جنازهء شيخ نماز گزارد .