تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
بيت
مرد ز بىدولتى افتد به خاك * دولتيان را به جهان در چه باك
و باوجود چندين گناه كه از جانب حاجى امير حسين به ظهور آمد ، شاهزاده از آن‌جا كه كمال مروت و سماحت طبيعت او بود نهضت جانب همدان رخصت نمىفرمود تا همت قاصر نظر او حمل بر آن ننمايد كه شايد شائبهء طمعى در استخلاص همدان واقع باشد و ديگر توجه لشكر بدان بلاد و ديار موجب استيصال و ادبار امير حاجى حسين نشود و به كلى خاندان او خراب و ويران نگردد . بيت
هرشاخ پايدار كه از تست سربلند * مشكن به دست خويش كه آن هم شكست تست
اما چون صورت فريب و خداع او در ضمير منير شاهزاده انطباع يافت و پرتو حيله و مكرش در آيينهء خاطر معاينة تافت شاهزاده قيام به دفع شر او واجب ديد و راى جهانگشاى يراق لشكر نموده متوجه گرديد و هنگام استوا كه خورشيد نصرت لوا بر وسط السّماء در اوج اعتدال بود كوكب اقبال بر ذروهء جلال جلوهء استقلال مىنمود ، شاهزاده عطفهء عنانى به صوب استيصال او فرمود و امير حاجى حسين به جلادت خود مستظهر بود و از غايت خسارت جسارت نموده با گروهى انبوه در كمال قوت و شكوه از مسافت دور تاختن آورد و بىتوقف به مقابله و مقاتله درآمده حمله برد . اعتماد بر آن‌كه مگر شاهزاده به وساطت حداثت سن مقامات محاربت نديده و دقايق امور مبارزت نورزيده شعر
و النّجم يصغر فى الأبصار صورته * و الذّنب للطرف لا كالنجم فى الصّغر