تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
بالاى چوب اول است اندك خردتر . چنانچه از چوبهاى اول و دوم دوپايه شود به نسبت چوب سيم كه بر بالاى همه است و فيل بزرگ را آموخته‌اند كه از چوب اول و دوم بر بالاى چوب سيم رود كه گشادگى روى آن چوب اندكى از كف يك دست فيل زيادت باشد و چون فيل خود را به چهار دست و پا بر آن چوب نگاه دارد ، باقى چوبها را از قفا بردارند و فيل چون بز بر سر آن سه چوب باشد و بر اصولى كه مطربان سازند و نوازند فيل آن را به خرطوم نگاه دارد و ملايم آن جنبش نموده خرطوم برآرد و فرود آرد . ديگر عمودى برپاى كنند در بلندى ده گز و چوبى دراز چون شاهين « 392 » ترازو و ميان سوراخ بر سر آن عمود راست سازند . بر يك سر آن چوب شاهين به وزن فيل سنگ بسته و بر سر ديگر مقدار يك ذرع تختهء پهن ساخته سرى كه تخته دارد به ريسمان پايين كشند و فيل روان بر آن تخته رود و فيلبان آهسته آهسته ريسمان را سست مىگذارد تا هردو طرف چوب در ده گز ارتفاع چون شاهين ترازو طيار راست ايستد و پيوسته آن چوب كه بر يك‌طرف فيل است و بر ديگرى همسنگ آن سنگ چون نصف دايرهء نيم دورى در برابر پادشاه بر يمين و يسار مىآيد و مىرود و فيل در آن مقام مصرع
چنان بلند كه آن‌جا نمىرسد آواز
راه اهل ساز نگاه داشته حركات به اصول مىكند . و هر جماعت كه خوانندگى و بازى كنند پادشاه ايشان را هم در مجلس زر و جامه بخشد . سه روز پيوسته از آن زمان كه طاوس آفتاب عالمتاب بر ميان آسمان در جلوه بود تا آن هنگام كه غراب ظلام شام بال و پر گشود صورت جشن پادشاهى به خوبتر وجهى روى نمود . شرح انواع آتش‌بازى و موشك‌سازى و اصناف لهو و لعب ديگر موجب مزيد اطناب است .
هامش
( 392 ) . آنچه از چوب و آهن مىسازند و هردو كفهء ترازو از آن آويزند ( فرهنگ آنندراج ) .