تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
اكنون ايشان هرچه از ولايت من توانند گرفت غنيمت دانسته به سادات و علماى خود دهند كه من هرچه از آن مملكت در قبضهء اقتدار آرم به زنارداران و براهمه خواهم داد و از طرفين لشكرها فرستاده * در اطراف ممالك يكديگر خرابى بسيار كردند « 396 » و پادشاه در ديوان زناردارى ، هنمبه به زير نام ، قائم‌مقام دنايك گذاشت كه او نيز خود را عديل وزير مىداشت . قصيرى ، شريرى ، نحسى ، نجسى ، عبوسى ، منحوسى ، همه اوصاف ذميمه در و حاصل و همه اخلاق حميده ازو زايل . آن ناپاك چون مسند ديوان را پليد ساخت علوفهء يومى را بىجهتى برانداخت . هرموزيان مجال خباثت يافته شيطنت كه در طينت ايشان مخمر بود به ظهور آوردند . و به جنسيت شرارت با هنمبه به زير زير اندر « 397 » زير يار شده گفتند فقير فرستادهء حضرت خاقان سعيد نيست و سوداگرى است ، حكم آن حضرت به دست آورده و دروغى چند به سمع كفار رسانيدند و در ضمير شاه جايگير شد و چندگاه به چنين حال تباه در آن كفرستان حيران بود و در اين حيرت ، چند نوبت پادشاه در اثناى راه رسيد و عنان عنايت بازكشيد و احوال پرسيد و فى الواقع حاوى بدايع اخلاق بود . مصرع
گر همه عدل است همين بس بود
و دنايك اطراف گلبرگه تاخته و عاجزى چند را اسير و زبون ساخته باز آمد « 398 » و از جهت ناساختن جزئيات فقير هنمبه به زير را ملامت فرمود و گفت كه هفت هزار فنم بر ضرابخانه نوشته در روز وصول يافت . و دو ايلچى خواجه مسعود و خواجه محمد هم از مردم خراسان كه در آن ولايت بودند با اندك بيلاك و قماشى به رسالت مقرر شدند و فتح خان از نسل
هامش
( 396 ) . ر ك به تاريخ فرشته ( طبع بمبئى سنهء 1837 ) آ : ص 641 به بعد . ( 397 ) . در متن چنين آمده و شايد : بريز ريز اندر زير باشد به معناى اندك‌اندك در پنهانى . ( 398 ) . ر ك به سيوئل ص 76 به بعد براى شرايط صلح كه بر آن جنگ ختم شد و شرح عبارت متن .