تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
قابل تحرير و تقرير نيست و اين ابيات اثبات و اظهار بعضى اسرار او مىكند . نظم « 379 »
بيرهء تنبول كه صد برگ بست * چون گل صد برگ برآمد به دست نادره برگى چو گل بوستان * خوبترين نعمت هندوستان تيز چو گوش فرس تيز خيز * صورت و معنى به صفت هردو تيز تيزى او آلت قطع جذام * قول نبى رفته عليه السلام « 380 » پر رگ و در رگ نه نشانى ز خون * ليك هم از رگ دودش خون برون خوردن او بوى دهان كم كند * سستى دندان همه محكم كند سرخى رويش ز دو خدمتگرش * چونه و فوفل شده رنگ آورش طرفه كه با اين دو شريكش ز پس * مرتبه و نام همو راست بس گرچه كه آبش به نوى هست بيش * كهنه شود بيش كند آب خويش گرچه كه از آب شود زردرو * ليك ز زردى است همه آبرو برگ عجب بين كه گسسته زبر * از پس شش ماه بود تازه‌تر حرمت از اين بيش كه بيگاه و گاه * هم به گدا محترم و هم به شاه در دهنش گير و به صحبت خرام * تا نگرى فعل عجب و السّلام
همانا به پشتى اين برگ و قوت اين نبات پادشاه آن‌جا را حرمها بسيار است . چه گويند هفتصد خاتون و قما دارد « 381 » و در مجموع حرمهاى او پسرى كه ده ساله باشد محرم نيست و هيچ دو عورت در يك خانه نباشند و مهمات هريك را مضبوط دارد و در تمام مملكت او هرجا دختر خوبى باشد ، پدر و مادر دختر راضى
هامش
( 379 ) . قران السعدين امير خسرو ص 185 به بعد . ( 380 ) . براى حديثى كه درين معنى است ر ك به قران السعدين ص 185 ج 1 . ( 381 ) . سياحى ديگر عدد اينها را به 12 هزار رسانيده ر ك به سيوئل 84 . اما آنچه بر صفحهء 248 ( ؟ ) دارد باعث اين مغلطه شده باشد .