قابل تحرير و تقرير نيست و اين ابيات اثبات و اظهار بعضى اسرار او مىكند .
نظم « 379 »
بيرهء تنبول كه صد برگ بست * چون گل صد برگ برآمد به دست
نادره برگى چو گل بوستان * خوبترين نعمت هندوستان
تيز چو گوش فرس تيز خيز * صورت و معنى به صفت هردو تيز
تيزى او آلت قطع جذام * قول نبى رفته عليه السلام « 380 »
پر رگ و در رگ نه نشانى ز خون * ليك هم از رگ دودش خون برون
خوردن او بوى دهان كم كند * سستى دندان همه محكم كند
سرخى رويش ز دو خدمتگرش * چونه و فوفل شده رنگ آورش
طرفه كه با اين دو شريكش ز پس * مرتبه و نام همو راست بس
گرچه كه آبش به نوى هست بيش * كهنه شود بيش كند آب خويش
گرچه كه از آب شود زردرو * ليك ز زردى است همه آبرو
برگ عجب بين كه گسسته زبر * از پس شش ماه بود تازهتر
حرمت از اين بيش كه بيگاه و گاه * هم به گدا محترم و هم به شاه
در دهنش گير و به صحبت خرام * تا نگرى فعل عجب و السّلام
همانا به پشتى اين برگ و قوت اين نبات پادشاه آنجا را حرمها بسيار است . چه گويند هفتصد خاتون و قما دارد « 381 » و در مجموع حرمهاى او پسرى كه ده ساله باشد محرم نيست و هيچ دو عورت در يك خانه نباشند و مهمات هريك را مضبوط دارد و در تمام مملكت او هرجا دختر خوبى باشد ، پدر و مادر دختر راضى
هامش
( 379 ) . قران السعدين امير خسرو ص 185 به بعد .
( 380 ) . براى حديثى كه درين معنى است ر ك به قران السعدين ص 185 ج 1 .
( 381 ) . سياحى ديگر عدد اينها را به 12 هزار رسانيده ر ك به سيوئل 84 . اما آنچه بر صفحهء 248 ( ؟ ) دارد باعث اين مغلطه شده باشد .