است .
و كار عسسان آن است كه از قضايا و مهمات اين هفت حصار بيرون آيند و برخبر باشند و هرچه گم شود يا دزدند ، ايشان پيدا كنند * و اگرنه تاوان دهند . چند برده كه رفقاى فقير خريده بودند گريختند و به شحنه رسانده حكم كرد كه عسسان آن محله كه مسكن مسكينان بود پيدا كنند يا تاوان دهند . عسسان قيمت معلوم كرده تاوان دادند . اين است صفت شهر بيجانگر و شرح احوال پادشاه .
و حاوى اوراق عبد الرزاق كه اواخر « 373 » ذى الحجه به شهر بيجانگر رسيده بود در وثاقى به غايت عالى كه در هرات بهجاى بالاى دروازهء ملك باشد ممّر جمهور خلايق به موجب تعيين اقامت نمود و چند روز از كوفت راه برآسود و هلال محرم در آن شهر معظم و منزل ضلال جمال فرخفال نمود . روزى قاصدان از درگاه پادشاه آمدند و فقير آخر روز * به درگاه رفت و پنج سر اسب خوب و دو تقوز كمخا و اطلس پيش برد و پادشاه در چهل ستونى به عظمت تمام نشسته بود و بر يمين و يسار غلبهء بسيار حلقه بسته و پادشاه قباى اطلس زيتونى « 374 » در بر « 375 » و از مرواريدهاى آبدار بل درهاى شاهوار كه جوهرى عقل قيمت آن دشوار داند گردنبند ساخته سبزارنگ « 376 » لاغراندام ، مايل به بلندى و به غايت جوان * بود و بر عارض غبار خطى و بر ذقن هيچ نه . صورتى به غايت مطبوع . « 377 » فقير را پيش او بردند و سر فرود آورد و او التفات
هامش
( 373 ) . يعنى اواخر ذى الحجه سنهء 846 - اواخر آپريل سنهء 1443 - يكم محرم سنهء 847 - يكم مئى 1443 .
( 374 ) . ر ك به لانگ هرست ص 70 . براى ذكر احوال انقاض ديوان عام رايان بيجانگر و به ص 69 براى تصوير اين انقاض .
( 375 ) . در فرهنگ آنندراج به معنى سرخ به زردى مايل نوشته است اما به ظاهر در متن اين كلمه منسوب است به زيتون كه شهرى بود در چين مشهور براى صنعت اطلس زيتونيه ( ر ك به ماركوپولو چاپ دوم ج 2 ص 220 ، ترجمه از رحلهء ابن بطوطه 224 .
( 376 ) . سبزارنگ به معنى سبز رنگ يعنى مليح [ - سبزه ] .
( 377 ) . سيوئل را درين باب بحثى است . جلوس اين راى به اندازهء [ حساب ، تخمين ] او در سنهء 1419 بود . وى تا اين سال 1443 بيست و چهار سال بر تخت بوده . اگرچه وى به هنگام جلوس كودكى بيش نبود ، -