چهل ستونى و در پيش دكانى بلندى زيادت از قامت آدمى بستهاند در سى گز طول و شش گز عرض و دفترخانه و نويسندگان آنجا باشند و نوشتن ايشان دو نوع باشد يكى بر برگ جوز هندى كه دو گز درازى دارد و دو انگشت پهنا به قلم آهن نقش مىكنند * و هيچ رنگ نيست و اين مكتوب كم بقا باشد و دوم جنس سفيدى را سياه كنند و سنگ نرمى دارند ، همچو قلم تراشند * و به آن مىنويسند و از آن سنگ رنگ سفيد بر اين جنس سياه مىآيد و بسيار مىماند و اين دفتر معتبر باشد و در ميان آن چهلستون بر دكانى خواجهسرايى دنايك « 360 » نام تنها به استقلال ديوان نشيند و در پايان دكان چوبداران صفها كشيده ستادهاند . هركس را مهمى باشد به ميان چوبداران درآمده محقر تحفهاى گذراند و روى بر زمين نهاده باز بر پاى ايستد و سخن عرض كند . و دنايك به قاعدهاى كه در آن ملك به عدل مقرر است حكم كند و ديگر كسى را مجال سخن نباشد و چون دنايك از ديوان برخيزد چند چتر ملون پيش پيش او مىبرند و نفير مىكشند و از دو طرف مداحان دعا كنند و تا پيش پادشاه هفت جا دربان نشسته باشد . چون دنايك روان شود بر هردرى چترى « 361 » باز ايستد . چنانكه از در هفتم دنايك تنها درون رود و مهمات عرض كرده بعد از زمانى بيرون آيد * و در قفاى درگاه « 362 » پادشاه خانه و جاى دنايك باشد ، بر دست راست .
و بر دست چپ درگاه پادشاه ضرابخانه است و زر ايشان سه نوع طلاى مغشوش باشد : يكى را ورهه « 363 » گويند قريب مثقالى به ده دينار كپكى * و دوم را پرتاب « 364 » خوانند نصف آن و سه ديگر را فنم نامند ، عشر آن . از همه رايجتر فنم است و
هامش
( 360 ) . يعنى دهنايكا كه به معنى سپهسالار است و علم نيست ( سيوئل ص 75 و ص 80 ج 1 ) .
( 361 ) . نسخه : حشرى - خاتمهء حبيب السير ص 6 : نزد هردربانى جمعى از ملازمانش بازايستد .
( 362 ) . به قول سيوئل ( ص 91 ج 6 ) مصنف گوييا بر در ايوان پادشاه رو به مشرق ايستاده است . براى اين عمارات ر ك به خريطهاى كه لانگ هرست شامل كتاب خود كرد .
( 363 ) . ر ك براى وراهه ياقوت ص 508 به بعد و سيوئل ص 270 و براى فنم به دائرة المعارف اسلام .
( 364 ) . ر ك به سيوئل ص 282 و 301 ج 1 .