تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
مصرع
همه شاهان به جان منقاد اويند
و در اين سال ، اختيار و استقلال امير جلال الدين فيروز شاه « 346 » در مهم ملك و مال از سرحد تقرير و مركز تحرير تجاوز نمود و در اعانت و امداد و اهانت و افساد و بست و گشاد و گرفت و داد كارگشاى جهان و فرمانرواى عالميان بود و اگرچه اين معنى بر خاطر كوه وقار گران و دشوار مىآمد ، اما چون از امراى ديگرى نبود كه به مصالح ممالك قيام تواند نمود ، آن حضرت تغافل پادشاهانه مىنمود . خدمت امير هركس را از ترك و تاجيك به مهمى كه مقرر مىداشت هيچ آفريده صورت خلاف آن بر لوح خاطر نمىتوانست نگاشت . مرتضاى اعظم ، سيد عماد الدين محمود كه به صنوف حقايق و فنون دقايق و انوار علوم و اسرار معقول و مفهوم موصوف و معروف بود و در مجلس همايون به رفعت منقبت و رتبت قربت روز به روز استعلا مىنمود . امير فيروز شاه او را به ضبط ولايت بلخ معين فرمود و سيد هرچند استعفا نمود اصلا و قطعا فايده نبود و حضرت خاقان سعيد نيز مىخواست كه خدمت سيد را زيادت از مهم بلخ كار فرمايد . چه امير سيد عماد الدين ولد سيد زين العابدين « 347 » بود كه در زمان حضرت صاحب‌قران و دوران حضرت خاقان سعيد سالها به مهم وزارت قيام نمود . اما باوجود تعيين امير فيروز شاه كسى را مجال تغيير آن نبود . فى الجمله امير سيد عماد الدين برحسب فرمان‌روان شد و در وقت اجازت حضرت خاقان سعيد سيد را فرمود كه مال ولايت دهلى كه به راه بلخ به پايهء سرير اعلى آورده‌اند تحقيق نمايد . چه به سمع اعلى رسيده بود كه در آن اموال از جانب نوكران امرا تصرف واقع است « 348 » و آن حضرت نيز فرمود كه سيد مفرد سه ساله آن ولايت نموده صورت قضايا
هامش
( 346 ) . وى است ابن ارغون شاه ( حبيب 3 / 3 / 135 ) . ( 347 ) . صاحب دستور الوزرا ص 362 در ترجمهء سيد عماد الدين محمود جنابدى بيشتر مواد متن مطلع را تلخيص نمود . ( 348 ) . در دستور الوزرا ص 362 افزوده است كه ميرزا شاهرخ شنيده بود كه خصوصا گماشتگان امير فيروز شاه در ولايت بلخ « تصرف و تغلب بسيار دارند . » و همين‌طور است در حبيب السير .