تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
سنگ وى از بس‌كه به خورشيد سود * زو زر خورشيد عيارى نمود گرنه خزف شد فلك شيشه‌ساز * از چه بر آن سنگ شود شيشه باز « 343 »
و غير از اين عمارات ديگر خرد و بزرگ ، مجموع منقش و مصور ، در غايت لطافت ، و در آن مقام صبح و شام بعد از عبادات غير مقبوله سازها نوازند و پرده‌ها سازند و سماع كنند و دعوت دهند و تمام مردم آن قريه را وظايف و ادرارات از آن‌جا مقرر است و از شهرهاى دور نذرها به آن‌جا آورند و به اعتقاد بدبينان كعبهء گبران است . دو سه روز در آن‌جا ساكن بوده و بعد از آن مراحل پيموده اواخر ماه ذى الحجه به بلدهء بيجانگر « 344 » رسيد و پادشاه جمعى را به استقبال فرستاده به مقام نيكو فرود آوردند .

وقايع سنهء سبع و اربعين ذكر فرستادن ايلچى به مصر و ساير قضايا

حضرت خاقان سعيد ، در اين سال به سعادت و اقبال ، در دار السلطنهء هرات قشلاق فرمود و آفتاب سلطنت و سايهء عاطفت او موجب آرايش جهان و آسايش عالميان بود . اجرام سپهر به مدد لطف دل‌نواز و قهر جان‌گداز او آثار خير در هفت كشور به اظهار رسانيده و مدبّران افلاك به تلقين راى صاحب تدبير او قوّت تركيب در اجزاى ممكنات فائض گردانيده و با ازدحام عظايم شواغل سلطنت هيچ‌وقت از رعايت احكام الهى غافل ولاهى نبود و هميشه اعمال دينى بر اشغال دنياوى تقديم فرمود . لاجرم جبين جباران دهر و قهار آن عصر بر زمين خدمت و آستان طاعت او فرسود و رقاب سروران جهان و گردنكشان آفاق در طوق اخلاص و حلقهء اختصاص
هامش
( 343 ) . ر ك به قران السعدين امير خسرو ص 3 . موصوف اين ابيات را در صفت منارهء مأذنهء دهلى گفته است . ( 344 ) . يعنى اواخر آپريل سنهء 1443 م .