تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
به مقتضى
وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً
« 338 » بعد از انواع محنت بر بستر استراحت در خواب رفته بود حضرت خاقان سعيد را ديد كه به آيين سلطنت به راهى مىرفت . به فقير رسيد و دست مبارك بر روى بنده ماليد و فرمود كه ملول مباش . صباح بعد از اداى نماز صبح اين مطلب به خاطر آمده شادمان شد . اگرچه خوابها در اغلب احوال ، در سلك اضغاث احلام انتظام دارد و صدق آن در حالت بيدارى كمتر اتفاق افتاده اما احيانا آنچه در خواب نموده بعينه موافق آن در بيدارى واقع بوده و صناديد ايام به منزلهء الهام داشته‌اند و خواب حضرت يوسف « 339 » عليه السلام و خواب عزيز مصر بر عزيزان پوشيده نباشد . با خود در اين انديشه بودم كه شايد صبح سعادت از مطلع عنايت طلوع نمايد و شب اندوه و محنت به پايان آيد . با اصحاب سخن خواب در ميان آورده از تعبير استفسار مىنمود كه ناگاه كسى آمده خبر آورد كه پادشاه بيجانگر كه مملكتى وسيع و سلطنتى رفيع دارد قاصد و نشان به نام سامرى فرستاده مضمون آن‌كه ايلچى حضرت خاقان سعيد را در روز به اين‌جانب فرستد و سامرى اگرچه در تحت حكم او نيست اما از او به غايت ترسان و هراسان باشد . چه گويند پادشاه بيجانگر سيصد بندر دارد هريك قرينهء كاليكوت و در خشكى دو سه ماهه راه شهر و ولايت اوست و كاليكوت و چند بندر كه متصل آن است تا قايل * كه در برابر سرانديب كه سيلان نيز گويند واقع است همه را مليبار مىنامند و جهازات از كاليكوت به مكهء مباركه زادها اللّه تعالى تكريما مىرود و اكثر فلفل مىبرند و مردم كاليكوت در دريا دلبر باشند و به چينى بچگان اشتهار دارند و دزدان در دريا متعرض كشتى كاليكوت نشوند و در آن بندر همه‌چيز يافت است و هيچ عيب نيست به غير گاو كشتن و گوشت گاو خوردن و اگر كس گاو كشد و معلوم شود
هامش
( 338 ) . سورة النبأ 9 . ( 339 ) . ر ك قرآن مجيد ، سورة يوسف آيات 4 و 101 ( براى خواب يوسف ) و براى خواب عزيز مصر به همين سوره از آيهء 43 به بعد .