و آن بيابان « 299 » از سرحد مكران و سيستان تا نواحى دامغان تمام مسافت محل آفت و مخافت است .
و هژدهم رمضان به بلدهء كرمان درآمد
بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ
« 300 »
وَ مَقامٍ كَرِيمٍ .
« 301 » شهرى دل گشاده و خطهاى جانفزا . داروغهء آنجا امير حاجى محمد قناشيرين غايب بود . به ضرورت تا عيد توقف نمود و عالىحضرت معالىمنقبت امير برهان الدين سيد خليل اللّه بن امير نعيم الدين سيد نعمة اللّه قدّس سرّهما و نوّر اللّه مرقدهما كه متعيّن بلدهء كرمان بل تمام جهان بود و در آن اوان از بلاد هندوستان معاودت نمود صفوف تلطف و فنون تفقد فرمود . *
و پنجم شوال از كرمان روان شد و در اثناى راه به امير حاجى محمد كه از غارت ولايت بنپور « 302 » بازگشته بود صورت ملاقات روى نمود و عازم هرموز شده منتصف ماه به ساحل عمان « 303 » و بندر هرموز رسيد . * والى هرموز ملك فخر الدين تورانشاه كشتى روان فرمود و از كشتى در شهر هرموز به سلامت بيرون آمد . وثاق و ما يحتاج مقرر شده ملاقات پادشاه ميسر شد و اين هرموز كه آن را جرون گويند در ميان دريا بندرى است كه
مصرع
در روى زمين بدل ندارد
تجار اقاليم سبعه از مصر و شام و روم و آذربايجان و عراق عرب و عجم و ممالك فارس و خراسان و ماوراء النهر و تركستان و مملكت دشت قبچاق و نواحى
هامش
( 299 ) . ر ك به ليسترينج ص 322 به بعد براى احوال اين بيابان كه دشت كوير نام دارد .
( 300 ) . مأخوذ از آيهء 15 سورة سباء :بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ .( 301 ) . ايضا از آيه 26 سورة الدخان :وَ مَقامٍ كَرِيمٍ .( 302 ) . بنپور در حدود مكران است . ر ك به خريطهء 7 در كتاب ليسترينج : اشتاين ص 122 .
( 303 ) . نسخه : بندر ( به ضم با ) - صاحب ناصرى گفته است كه بندر به فتح باست بر وزن لنگر . اما اصل در آن بندر است كه باروبنه در آنجا نهند .