تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
اضطرار سفر سمرقند اختيار كرد و چون از جيحون عبور نمود ، ميرزا الغ بيك تا كنار آب استقبال فرموده بود و مراسم بندگى و خدمتگارى نمود و ملازم محفهء والدهء بزرگوار و بلقيس روزگار به سمرقند رسيد و آن‌جا پيشكشهاى پادشاهانه كشيد و چندگاه كه مهد عصمت‌پناه در آن خطّه بود ، هرروز فرزند سعادتمند خاطر والده را به تحفه‌اى لايق و تبركى مناسب دلجويى مىنمود و هنگام عزيمت خراسان ، اسبان راهوار و تحفه‌هاى شاهوار به موقف عرض رسانيد و ميرزا عبد اللطيف را اسباب پادشاهانه عنايت نموده ملازم والدهء بزرگوار روان فرمود و به رسم مشايعت تا كنار آب آمده و فرزند را وداع كرد و ايشان چهاردهم شوال به هرات رسيدند . و حضرت خاقان سعيد را فرح و خرّمى بسيار حاصل آمده شكر موهبت آفريدگار به جا آورد و به زبان نياز مىگفت : بيت
منم كه ديده كه به ديدار دوست كردم باز * چه شكر گويمت اى كارساز بنده‌نواز « 285 »
نشاط و انبساط آن حضرت چنان در ضماير و سراير اكابر و اصاغر اثر كرده بود كه گفتى ايام عيد كه در آن زودى واقع بود بار ديگر به فرح اين بشارت عود نمود . و چون
لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
« 286 » بر آن طريق جارى است كه هرگاه گل عشرت روى نمايد ، خار عسرت در برابر آيد و هرجا بزم عيش و خرمى مهيّا شود غم روزگار غدّار و محنت سپهر جفاكار پيدا گردد و شعشعهء آفتاب جهان‌تاب را حجاب سحاب در پيش است و لمعان ماه نورافشان را ظلمت شب
هامش
( 285 ) . ديوان حافظ ص 195 . ( 286 ) . سورة الملائكة 43 .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 508 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى