مىدرانيد و به ناخن داس مثال سرهاى صيد را مانند كاه مىدرود و باز بلندپرواز مانند تير پرتاب از شست تيرانداز بلندكمان در هوا مىپريد و به زخم چنگال هلال مثال نسر طاير را از فراز آسمان بر روى زمين فرود مىآورد و به منقار نيشتر كردار خون از رگ مرغان هوا مىگشاد و به آسيب شهپر باد حركت حيوة اصناف طيور به باد مىداد . طنين جلاجل پايش در قبض ارواح طيور به آواز صور دم برابرى مىزد و قيامتى در صحرا و بيابان قائم مىگردانيد . چون اطراف جرگا فراهم آمده و شكارى بسيار در آن صحراى هموار پديدار شد ، حضرت خاقان سعيد شانقار و چرغ و شاهين و بازمىپرانيد و هرطرف يوز و سگ مىدوانيد و در آن صحرا شكارى بسيار انداخت و تمام آن بيابان را از وحوش و طيور خالى ساخت .
و چون خاطر خطير از نشاط شكار فراغت يافت ، عنان دولت به سوى اردوى همايون تافت و منازل و مراحل پيموده در شرقى مشهد به چهار باغى كه معمار همتعالى آن حضرت احداث نموده بود نزول فرمود و روز ديگر احرام زيارت حضرت امام عليه التحية و السلام بسته اول به حمام درآمد و طهارت كامل به دست آورد .
بيت
غسل در اشك زدم كاهل طريفت گويند * پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز
و به درگاه ولايتپناه رسيد و نخست به آستانه را به نياز و اخلاص بوسيد و به قبّه و بارگاه فرمود و جبين ضراعت بر زمين استكانت سود و بعد از فراغت از آداب زيارت سادات عظام را كه ملازم و مجاور آن فرخندهمقاماند اعزاز و اكرام و انعام و احترام فرموده ساير فقرا و مساكين را به بخشش پادشاهانه خوشوقت گردانيد و به چهارباغ بازآمده روز سيم عنان مراجعت معطوف ساخت .
و در منزل سنگ بست مرتضاى اعظم سيد زين العابدين مشهدى كه از