تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
ملازمت مستسعد شد و آن حضرت امير سلطان محمد بن امير جهانشاه برلاس را عنايت فرموده امير الوس ساخت و منصب تواچى و امارت لشكر به حسن اهتمام او بازگذاشت و در سلك امراى عظام انتظام يافت . و در اين سال ، ميرزا الغ بيك گوركان مقاصد معتمد سخندان به درگاه جهان‌پناه روان فرمود و استدعا نمود كه فرزند صبيهء او حسيبه سلطان خاندزاده بيگم را كه در اوان طفوليت ، مهد عليا گوهرشاد آغا از مملكت ماوراء النهر به عظمت تمام به دار السلطنهء هرات آورده بودند و چند سال به دولت و اقبال در حجر عفاف نگاه داشته بازفرستند و چون پدر بزرگوار آن گوهر درج عصمت و زهرهء برج عفت را طلب فرمود ، مهد عليا خاندزاده بيگم را به يوسون پادشاهى و آيين شاهنشاهى ارسال نمود و چون نزديك سمرقند رسيد ، ميرزا الغ بيك خواتين و شاهزادگان و امرا و اركان دولت و اعيان حضرت و شيخ الأسلام و ساير اكابر و معارف را به رسم استقبال بر سبيل استعجال روان ساخت و چون به حالى سمرقند آمد ، به حكم مصرع
اذا دنت المنازل زاد شوقى
آفتاب شفقت ميرزا الغ بيك سايهء عاطفت بر حال شاهزاده انداخت و پاى عزيمت در ركاب سعادت آورده بر سمندى مصرع
جوان چو دولت سلطان روان چو فرمانش
سوار شد و چون به شاهزاده رسيد فرزند سعادتمند را در آغوش مهربانى كشيد و دلجويى تمام نمود و در حرمسراى خاص مقام و مسكن تعيين فرمود و از اسباب رفاهيت احوال و موجب مسرت و فراغ‌بال به غايت برخبر بود . بيت
انواع رفاهيت و اسباب فراغت * از لطف شهنشاه جهان داشت مهيا