[ و در اين سال ، ايزد متعال عالىحضرت شيخ الأسلام نور الدين محمد بن المرحوم المغفور ، قطب فلك ارشاد و الولاية ، شيخ بهاء الدين قدس سره را فرزندى سعادتمند كرامت فرمود و به خواجه ناصر الدين موسوم شد و تاريخ ولادت آن مولود بىهمال هم به حساب حروف ابجد و هم به سال « هشتصد و چهل و دو » مىشود و جناب مخدومى اخوى مولانا شريف الدين عبد القهار طاب ثراه در اين معنى گفته است :
قطعه
سحر مبشر « انا نبشر » « 222 » آمد و گفت * كه نخل باغ ولايت ثمر به بارآورد
نويد مقدم مخدوم « ناصر الدين » داد * كه كاينات به اقبالش افتخار آورد
هم از حساب جمل هم ز مدت هجرت * چو « هشتصد و چهل و دو » « 223 » بود در شمار آورد
و اينچنين موافقت همانا واقع نشده باشد . ] « 224 »
و در اين سال ، ميرزا محمد سلطان بن ميرزا محمد جهانگير كه از صبيهء حضرت خاقان سعيد به وجود آمده بود و چند سال در گلشن اقبال نشوونما يافته
مصرع
چون غنچهء ناشكفته در خاك بريخت
و آن حضرت از جهت مفارقت جگرگوشه متألم گرديد و چون از جزع و فزع
هامش
( 222 ) . اشارت است به آيهءإِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى( سوة مريم 7 ) و ياإِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ( سورة الحجر 53 ) .
( 223 ) . ظاهرا دو واو عطف نبايد به حساب آيد . .
( 224 ) . قسمت بين دو قلاب اضافاتى است كه در يكى از نسخ بوده و محمد شفيع در پاورقى آورده است .