تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
[ و در اين سال ، ايزد متعال عالىحضرت شيخ الأسلام نور الدين محمد بن المرحوم المغفور ، قطب فلك ارشاد و الولاية ، شيخ بهاء الدين قدس سره را فرزندى سعادتمند كرامت فرمود و به خواجه ناصر الدين موسوم شد و تاريخ ولادت آن مولود بىهمال هم به حساب حروف ابجد و هم به سال « هشتصد و چهل و دو » مىشود و جناب مخدومى اخوى مولانا شريف الدين عبد القهار طاب ثراه در اين معنى گفته است : قطعه
سحر مبشر « انا نبشر » « 222 » آمد و گفت * كه نخل باغ ولايت ثمر به بارآورد نويد مقدم مخدوم « ناصر الدين » داد * كه كاينات به اقبالش افتخار آورد هم از حساب جمل هم ز مدت هجرت * چو « هشتصد و چهل و دو » « 223 » بود در شمار آورد
و اين‌چنين موافقت همانا واقع نشده باشد . ] « 224 » و در اين سال ، ميرزا محمد سلطان بن ميرزا محمد جهانگير كه از صبيهء حضرت خاقان سعيد به وجود آمده بود و چند سال در گلشن اقبال نشوونما يافته مصرع
چون غنچهء ناشكفته در خاك بريخت
و آن حضرت از جهت مفارقت جگرگوشه متألم گرديد و چون از جزع و فزع
هامش
( 222 ) . اشارت است به آيهءإِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى( سوة مريم 7 ) و ياإِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ( سورة الحجر 53 ) . ( 223 ) . ظاهرا دو واو عطف نبايد به حساب آيد . . ( 224 ) . قسمت بين دو قلاب اضافاتى است كه در يكى از نسخ بوده و محمد شفيع در پاورقى آورده است .