و خدمتكارى بهجاى آورد و پادشاه سيف الدين در قلعهء طرزك « 216 » خزيد و دم دركشيد امرا شرح احوال عرضه داشت پايهء سرير اعلى نموده و آن حضرت استحسان نموده هريك به الگاى خود بازرفتند .
وقايع سنهء اثنتين و اربعين ذكر نهضت همايون به صوب مشهد مقدس معلّى
حق سبحانه و تعالى هركه را به معاونت عنايت ازلى و مساعدت سعادت لم يزلى در مجمع الأرواح با خواص اهل اللّه و مقرّبان درگاه آشنايى داد به حقيقت ابواب دولت و سعادت دو جهانى بر روى او گشاد ، چنانچه حضرت خاقان سعيد از مبادى تباشير صبح دولت تا غايت ارتفاع آفتاب سلطنت هميشه معتقد اهل اللّه و مخلص ارباب انتباه بود و به صدق نيت و صفاى عقيدت جبين اخلاص بر خاك درگاه ايشان مىسود و تا از يورش سيم آذربايجان معاودت نمود زيارت مشهد مقدس و تقبيل آستان و صندوق اقدس نفرمود و هرچند هنگام مرور موكب منصور از نشابور تا به مشهد چندان دور نبود ، اما آن حضرت عنان عزيمت به صوب مشهد مقدس معطوف نساخت و خواست كه سعادت زيارت آن قبّه و بارگاه در اثناى راه ننمايد بلكه عزم زمينبوس آن درگاه بر سبيل استقلال و كمال تضرع و ابتهال فرمايد . تا در اين فرصت احرام زيارت حضرت امام عليه التحية و السلام بسته رايت عزيمت برافراخت و غلغلهء نهضت همايون ولوله در گنبد گردون انداخت و حضرت اعلى خاقانى در عين سلطنت و جهانبانى پنجم ماه ربيع الثانى به عزم زيارت سلطان خراسان نهضت نمود و موكب نصرت اعلام به صوب مشهد مقدس حضرت امام عزيمت فرمود و از پادشاهزادگان ميرزا محمد جوكى و ميرزا علاء الدوله و از امراى عظام امير عليكه كوكلتاش در هرات ماندند و در نوزدهم همين ماه ميرزا محمد جوكى
هامش
( 216 ) . يزدى اين كلمه را ترزك نوشته است ( ج 1 ص 810 ) .