تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
ماه تابان از دست رفته و ديگرى از ملاحظهء خورشيد مست شده . بيت
مى و معشوق و گلزار و جوانى * از اين خوشتر چه باشد زندگانى نهاده بر يكى كف ساغر مل * گرفته در دگر كف دستهء گل جهان اين است وين خود از جهان نيست * وگر هست اى عجب جز يك زمان نيست
و چند روز به مساعدت بخت فيروز داد عيش و عشرت دادند و درهاى خرّمى و نشاط بر روى روزگار گشادند و ميرزا سلطان مسعود در كمال عظمت و كامرانى و غايت بهجت و شادمانى با محبوب مطلوب به جانب ولايت كابل و غزنين كه سيورغال او بود عزيمت فرمود . * و در اين سال ، حاوى اوراق عبد الرزاق بن اسحق به شرف ملازمت حضرت خاقان سعيد استسعاد يافت و آفتاب اقبال آن حضرت بر حال اين ذرهء حقير تافت و سابقا والد مرحوم در مجلس اعلى و اردوى همايون به شرف امامت و منصب قضا منصوب و مرسوم بود و به قراءت كتب معتبره و روايت مسائل مقرره اشتغال مىنمود و فقير حقير در اثناى تحصيل علوم دينيه و تكميل معارف يقينيه به رساله‌اى كه قدوة المحققين مولانا قاضى عضد الدين در تحقيق معانى حرف و اسم اشارت و غيرهما افادت فرموده و ايضاح آن معانى به خوبتر صورتى نموده غرر فوايد و درر فرائد جمع آورده شرح ترتيب نموده و نقاب ارتياب از چهرهء مخدرات مشكلات و مهمات فن عربيت به خوبتر وجهى گشوده و آن رساله‌اى است كه در متانت معانى و رصانت مبانى و حسن تهذيب و لطف تركيب چشم هيچ باريك‌بين نظير آن نديده و گوش هيچ مستمع شبيه آن نشنيده . اگر علماى عطارد بيان به قلم درفشان از زر ناب آفتاب
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 471 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى