تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
آن حضرت موچه و منصب او را به فرزند شايستهء او امير پير لقمان عنايت فرمود راه و رسم او را در جميع مهمات به حسن راى او مفوض نمود . و امير ملك حسين كه باشليغ « 210 » يساولان بود و بر درگاه جهان‌پناه تقرب و اعتبار تمام داشت ، جهان را به حسرت و درد بازگذاشت و آن حضرت امير فرخ حسين ولد او را به‌جاى او تعيين نمود و امير پير لقمان و امير فرخ حسين را از لباس عزا بيرون آورده جامه‌هاى فاخر عنايت فرمود و بيست و دوم ربيع الأول امير پير لقمان در ديوان لشكر به امارت مقرر شده مهر زد . در ماه جمادى الأولى امير بابا مسعود بن امير بابا محمود بن امير خواجه راستى به‌جاى راستان رفت . و اين بابا مسعود در آن زمان كه حضرت خاقان سعيد در يورش سيم آذربايجان بود كوتوالى حصار اختيار الدين تعلق به او داشت و او به غايت هتاك و بىباك بود و قصد زن و فرزند رعيت مىنمود و ميل به صحبت اوباش و رنود كرده بود و بىمبالغت زيادت ازوار « 211 » و هنجار خود معاش مىكرد . گاهى از ارگ به پاى حصار و بازار ملك آمده طبل و نقاره به آواز بلند مىساختند و او يك دو شبانروز در بازار آشكارا شراب خورده نقاره‌چيان پيوسته آن سازها مىنواختند و گاهى به طنطنه و دبدبهء هرچه تمامتر به كوچهء خيابان و پل مالان عزيمت مىنمود و انواع مناهى و بىراهى از او و كسان او واضح و لائح بود و حكام كه در هرات فرمان‌روان بودند از بيم امير عليكه كه بابا مسعود قرابت او بود به منع و دفع او اشتغال نمىنمودند . القصه چون بابا مسعود فوت شد ، آن حضرت كوتوالى قلعه و راه و رسم او را به برادر او موسى ميرك عنايت فرمود و اين موسى ميرك به غايت چابك‌سوار و كماندار بود و روز عيد در حضور حضرت خاقان سعيد از دو طرف قبق مىتاخت و تير خوب مىانداخت و بيشتر آن بود كه تير او هردو نوبت به قبق مىرسيد و در تاختن و
هامش
( 210 ) . به معنى رئيس ، كماندر انچيف ، ليدر . ( 211 ) . به معنى رسم و عادت ( فرهنگ آنندراج ) .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 469 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى