تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
مصرع
هل من مزيد مىزدند از بهر باقيات
و پادشاه سيف الدين را به مقام مناسب فرود آورده علفه و علوفه و ما يحتاج مقرر و معيّن شد و مجموع پادشاهزادگان و ساير امرا و باقى وزراى پادشاه سيف الدين را طويهاى درخور و تحفه‌هاى لايق دادند و هرچه مناسب قدر و مرتبهء او تواند بود به وثاق او فرستادند و او هفته يك دو نوبت مجلس اعلى آمده و شيلان خورده به وثاق خود مىرفت . بعد از چندگاه امير علاء الدين عليكه كوكلتاش و امير جلال الدين فيروز شاه سخن او را و استدعاى لشكر كه مىنمود به موقف عرض رسانيدند و آن حضرت عنايت و مرحمت فرموده طبل و علم و خيل و حشم ارزانى داشت و فرمان جهان‌مطاع شرف نفاذ يافت كه لشكرهاى فارس و عراق متوجه ولايت هرموز شوند و ابتدا اقلاع هفتگانهء بيرون را در قبضهء تسخير آورند و جزيرهء جرون را از ملك تورانشاه انتزاع نمايند و امثله و احكام به جانب ممالك فارس و عراق ارسال نموده آمد و پادشاه سيف الدين را به فنون انعام و صفوف اكرام و تشريفات خاص اختصاص فرمود و تمام نوكران او را رعايت تمام نمود و هفتم ذى الحجة الحرام خرّم و شادكام اجازت يافت . مصرع
در غايت خوشدلى عزيمت فرمود
و ملك تورانشاه چون از اين حال آگاه شد اختلال عظيم به حال او راه يافت . نفايس دريابار و نقود و جواهر بسيار به رسم خدمت به اطراف مملكت فارس و عراق فرستاد و سرداران آن ولايات را به خدمات شايسته و سخنان دانسته تسكين داد و ايلچيان كاردان با تحفه‌هاى فراوان به درگاه عالم‌پناه روان ساخت و اظهار نيكو بندگى ، به عبارتى هرچه تمامتر و خوبتر به محل عرض رسانيد . مصرع
گر عمر بود همه به عرض تو رسد
ان شاء اللّه تعالى .