حاضر آمده هركس مناسب مرتبه و نام در مقام خود آرام گرفت و طوى بزرگ براى جشن عيد مرتب ساخته بودند . خوانسالاران به ترتيب تمام كشيدند و جهانيان از مائدهء انعام و فايدهء اكرام حظ اوفر و نصيب اوفى يافتند و اكابر ايام و صناديد انام و مجموع خواص و عوام از بخشش دست سخا پرورش بهرهمند و محظوظ شدند تا دست درربارش بهسان ابر نيسان در فضاى جهان باران گشت و درياى محيط از حياى آن سرتاپا آب شد و تا بحر بيكران بخشش دل گوهر بخشش در تموج آمد . ابر مطير از غيرت آن آب از چشمها بر روى زمين روان گرديد .
قطعه
ز جود اوست كه هرقطرهاى ز فيض سحاب * همى شود گهر آبدار در نيسان
به موضعى كه رسد آفتاب احسانش * زمين او همه زر گردد و گيا مرجان
شگفت نيست كه از بهر شكر نعمت او * بهجاى سبزه از اين پس دمد به خاك زبان
ذكر آمدن والى هرموز به درگاه سلاطينپناه
والى هرموز پادشاه سيف الدين « 204 » كه در سواحل درياى عمان و حدود جزيرة عرب و نواحى هندوستان و ساير بلاد و ديار بحر و بر در سلك طرفداران معظم انتظام داشت و به آيين كسرى و جم و باقى ملوك عجم چتر و علم برافراشت ، به واسطهء مخالفت ملك فخر الدين توران شاه كه برادر كهتر او بود و رعيت و ولايت ميل جانب او نمود ، پادشاه سيف الدين در آن ملك مجال توقف محال دانسته روى اميد به
هامش
( 204 ) . به قول زامباور ( ص 260 ) پادشاه سيف الدين از 839 تا 840 فرمانروا بود .