تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
است ، ميل استجمام « 193 » نموده چند روزى از كوفت راه برآسود و امير قراعثمان درخور چنان مهمان خدمات شايسته به جا آورد و پيشكشهاى پادشاهانه كشيد و از آن زمان كه موكب ظفرنشان حضرت صاحبقران به مملكت آذربايجان رسيد تا وقتى كه آفتاب سلطنت حضرت خاقان سعيد در آن ملك طالع گرديد ، هميشه امير قراعثمان در مقام اخلاص و انقياد مىبود و هرگز از طريق ايلى و متابعت تجاوز ننمود و در اين ولا نسبت به اميرزاده محمد جوكى بهادر انواع خدمات به تقديم رسانيد . ميرزا محمد جوكى را با خدمت امير ميل قربت و قرابت و عزم وصلت و الفت از خاطر خطير سر برزد و صبيه‌اى كه در ستر عفت و پردهء عصمت بود خواستارى نمود و امير قراعثمان آن سعادت را فوزى عظيم دانسته به رغبت تمام قبول فرمود و بزمى خسروانه و جشنى پادشاهانه آراسته به آيين دين نبوى و قوانين شرع مصطفوى دوازدهم ربيع الأول در شهر ارزنجان عقد نكاح واقع شد و شرح آن وصلت چون حضرت اعلى معلوم فرمود ، ميرزا محمد جوكى را تحسين بسيار نمود . و چون امير اسكندر از بيم تيغ ظفرپيكر ميرزا محمد جوكى به نوعى فرار نمود كه از احوال او در اطراف آن ملك اثر و خبر پيدا نبود ، فرمان همايون نافذ شد كه شاهزاده به اردوى اعلى معاودت نمايد و شاهزاده به موجب فرموده به اردوى اعلى شتافت و به شرف دستبوس آن حضرت استسعاد يافت و مقارن وصول شاهزاده ، حضرت اعلى عنان كميت جهان‌پيما به صوب قراباغ اران تافت و موكب خاقانى بيستم ربيع الثانى در قراباغ به موضع پره « 194 » كرش به عزم قشلاق نزول اجلال فرمود و ملوك و امرا كه از اطراف ممالك به اردوى همايون آمده بودند همه را عنايت فرمود و امير نصرة الدين خليل اللّه « 195 » به شروان رفت و امير على ايناق عازم شكى شد و امير
هامش
( 193 ) . به معنى ماندگى افكندن [ - رفع خستگى ] و پر آب شدن چاه است ( ر ك به فرهنگ آنندراج . ) ( 194 ) . اين موضع مذكور نيست در نزهة القلوب . اما براى مسافت طريق به قراباغ اران ر ك به ص 181 در همان كتاب . ( 195 ) . يعنى امير خليل اللّه بن شيخ ابراهيم شوهر بنت ميرزا ابا بكر . براى نسب‌نامه او ، ر ك به زمباور ص 183 .