آفتاب عدل و داد اطراف آن مملكت را بار ديگر فروغ و روشنى داد و سكه و خطبه در مجموع بلاد آذربايجان به نام سلطان ممالكستان طراوتى تازه يافت و بلندآوازه شد و احوال عالم بر قاعدهء درست و طريقهء راست مضبوط و مسلم گشت .
بيت
يافت عالم ز آفتاب لمعهء تيغش قرار * وز فروغ گوهر عدلش جهانى انتظام
وقايع سنهء تسع و ثلاثين * ذكر قشلاق فرمودن خاقان ظفرنشان در قراباغ اران
در اين سال ، غرهء محرم الحرام كه مملكت آذربايجان در سلك تسخير انتظام داشت ، امير بايزيد آينلو كه از اعيان امراى تركمان بود به درگاه عالمپناه التجا نمود و به وسيلهء امراى عظام شرف دستبوس يافته سر افتخار به اوج ثريا رسانيد و پيشكشهاى لايق و تحفههاى موافق گذرانيد و حضرت خاقان سعيد او را نيك ديد و احوال پرسيد و عنايت پادشاهانه شامل حامل او گرديد .
و هم در اين اثنا ، اميرزاده شاه على « 191 » ولد اميرزاده شاه محمد بن امير قرايوسف از عم خود امير اسپند فرار نموده به اردوى همايون آمد و به عواطف خسروانه سرافراز شد .
و در آن زمان كه خاقان جهانستان از قشلاق رى نهضت نمود ، شاهزادهء عالميان ميرزا محمد جوكى بهادر به رسم ايلغار در قفاى امير اسكندر عزيمت نمود و هرجا آوازهء امير اسكندر شنيد سمند جهانپيمايش به سرعت باد آنجا رسيد و تا ولايت ارزنجان « 192 » عنان بازنكشيد و در مملكت ارزنجان كه ولايت امير قراعثمان
هامش
( 191 ) . ر ك به شجرهء نسب قراقويونلوها در زمباور ص 257 .
( 192 ) . ارزنجان تقريبا دو صد ميل است از ارزن الروم بر كنار شمالى رود فرات ( ليسترينج ص 118 ) .