تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
كه به سبب ضعف در قصبهء رادكان كه سيورغال او بود توقف نموده بود از عالم فانى به سراى جاودانى در ماه صفر سفر كرد و آن حضرت رادكان را به امير سيد يوسف ولد امير سيد خواجه عنايت فرمود و همه عمر در قبضهء تصرف و اختيار او بود و از پادشاهان كسى در آن محقر قصبه با او مضايقه ننمود .

عزيمت موكب ظفرنشان از يورت قشلاق به طرف مملكت آذربايجان

اول بهار كه فرمانفرماى ليل و نهار آفتاب عالمتاب را به خانهء شرف او فرستاد و لشكر سرما از طليعهء سپاه ربيع پشت به هزيمت داد و قواى طبيعى به اقبال اعتدال ربيعى در جولان آمد و ابر نيسان گلغداران باغ و بستان را به درهاى شاهوار و لآلى آبدار زينت و آرايش بخشيد ، حضرت خاقان آفاق از يورت قشلاق نهضت فرمود و منازل و مراحل به آهستگى مىپيمود . مصرع
همى رفت با هوش و راى و درنگ
و هرچند روز به مساعدت بخت فيروز در منزل مناسب توقف مىنمود و از قزوين و سلطانيه و زنجان گذشته به مرغزار اوجان « 190 » فرود آمد و اكابر اطراف و صناديد اكناف به سعادت ملازمت مشرف شدند و سادات و قضات و اكابر و اشراف دار الملك تبريز شرايط استقبال به‌جاى آوردند و عواطف پادشاهانه و مراحم خسروانه همه را نوازش فرمود و پادشاه عالم‌پناه تابستان و تيرماه در مستقر سلطنت آذربايجان گذرانيد و طنطنهء لشكر ظفرنشان به اطراف جهان و مسامع عالميان رسانيد و تمام سرداران آن مملكت به طوع و رغبت ملازم اردوى همايون بودند و از مقتضى فرمان عالم‌ستان تجاوز نمىنمودند و قواعد فتنه و فساد از بنياد برافتاد و
هامش
( 190 ) . ده فرسخ از تبريز ، ميان آن و ميانج ( ليسترينج ص 163 ) .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 456 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى