خدمت مولوى را خدمات شايسته نمود و باج و خراج قبول فرمود و مبلغى خطير در صحبت پسر بزرگتر خود ديمدرنام « 201 » به اردوى فلك احتشام روان داشت و امراى عظام پيشكش او را به عرض رسانيده شرف قبول يافت و فرمان همايون صادر شد كه ديمدر در اردوى اعلى توقف نمايد تا جمعى مسلمانان كه در ولايت گرجستان اسيرند به مملكت اسلام بازآيند و بدين مهم حمزه بن محمد فضل اللّه نامزد ولايت گرجستان شد و اسيران مسلمانان بازآمده و ديمدر عنايت و رعايت يافته به ولايت خود بازرفت .
و چون ايام زمستان به انجام آمد و مهمات آن مملكت برحسب ارادت سرانجام يافت و امير اسكندر تركمان در اطراف عالم سرگشته و سرگردان دست عجز در دامن فرار زده بود و از بيم شمشير آبدار آتش پاى گشته بساط خاك باد كردار مىپيمود و حضرت خاقان سعيد شكر نعماى الهى بهجاى آورده به رسوم حمد و ثنا قيام نمود و زبان خضوع و خشوع به سپاس بىقياس گشوده عزم معاودت جزم فرمود و پانزدهم شوال به سعادت و اقبال از قراباغ ارّان به صوب اوجان روان شد . پيشتر به موجب فرموده بر آب ارس پل بسته بودند . لشكرهاى جهان از آن آب بىپايان عبور نمودند .
و در اين سال ، هشتم ماه ، خواجه غياث الدين سيدى احمد شيرازى « 202 » كه به مكارم اخلاق و تربيت افاضل آفاق موصوف و معروف و به سخا و كرم و ايثار دينار و درم در جهان مشهور و در السنه و افواه مذكور بود و در ديوان اعلى منصب وزارت داشت وفات يافت و نام نيكو به واسطهء خصائل خوب و شمايل مرغوب مؤبد و مخلّد گذاشت و ذكر جميل كه عاقلان آن را عمر ثانى خوانند و كاملان حيات جاودانى دانند بر اوراق روزگار و صحايف ليل و نهار از او يادگار ماند و خلف صدق
هامش
( 201 ) . يعنىDimitriپسرAlexanderlر ك بهStokvisج 1 ص 80 .
( 202 ) . براى خواجه شمس الدين محمد ر ك به دستور الوزراء ص 367 .