تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
بايزيد بسطام به موغان و امير اسپهبد به تالش « 196 » بازگشتند و آن حضرت به اطراف عالم ايلچيان سخندان فرستاده و شكر مواهب الهى و ازدياد اسباب پادشاهى به مقتضى
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
« 197 » ادا نمود و جناب هدايت‌انتساب ، شيخ نور الدين محمد بن المرحوم شيخ مرشد الدين جنيد كازرونى را كه در آن ولا مال ولايت هرموز را به قراباغ آورده بود ، به رسالت مملكت روم پيش سلطان « 198 » مراد فرستاد و پيغام داد كه : عنايت حق تعالى ما را مملكت وسيع ارزانى داشت و رايت سلطنت ما را تا ذروهء سپهر برين برافراشت و امير اسكندر تركمان هرچندگاه ناگاه به حدود ولايت محروسه درمىآيد و بنياد فتنه و فساد و خرابى و بيداد مىكند و هرگاه سپاه منصور قصد او كرد تاب مقاومت نياورده فرار مىنمايد . اكنون اگر ناگاه به آن‌طرف آيد او را راه نداده به دست آورند و بند كرده به درگاه عالم‌پناه فرستند . « 199 » و جناب شيخ به موجب فرموده عزيمت نمود . و در اين اثنا ، از طرف مملكت خوارزم ايلچى رسيد و به عرض رسانيد كه ابو الخير اغلان « 200 » ناگهان از جانب دشت به نواحى خوارزم آمد و اميرزاده سلطان ابراهيم ولد امير شاهملك را مجال جدال نبوده به راه فرار بيرون رفت و رعيت عاجز گشته شهر تسليم نمودند و آن بىباكان بىرحم تمام ولايت و شهر خوارزم را زير و زبر گردانيده باز به راه بىراه و طريق دشت بازگشتند . حضرت خاقان سعيد سابقا مولانا محمد دشتى را به رسالت جانب گرجستان فرستاده بود و به تصديق طريق تحقيق پيغام داده و حاكم آن مملكت الكسندر
هامش
( 196 ) . تالش به شش فرسنگ است از اردبيل ( نزهة القلوب 180 ) . ( 197 ) . سورة ابراهيم 14 . ( 198 ) . يعنى سلطان مراد ثانى بن محمد اول كه از 824 تا 847 فرمانروا بود . ( 199 ) . مكتوبى به اين مضمون در منشآت السلاطين ندارد . شايد كه اين پيغام شفاهى بوده باشد . ( 200 ) . به ظاهر مراد از ابو الخير بن دولت شيخ ازبك مؤسس خانوادهء شيبانى است كه از 832 تا 873 فرمانروايى كرد .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 459 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى