تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
و فرزند دولتمند او جناب وزارت‌مآب خواجه شمس الدين محمد كه سرآمد وزراى زمان و دستور امراى دوران است نعش فائض الأنوار پدر بزرگوار به هرات نقل كرده در مزار خواجه احمد ابو الوليد قدس سره مدفون شد و جناب خواجه شمس الدين محمد چنانچه از پدر نامدار مشاهده نمود در رعايت اهل فضل و دانش افزود . مصرع
به يادگار بمانى كه بوى او دارى
و چون خبر وفات خواجه سيدى احمد به خراسان رسيد ، جناب صاحب اعظم مولانا فصيح الدين الخوافى « 203 » كه مدتى در ديوان حضرت اعلى بود و چندگاه در ديوان ميرزا بايسنغر به امر وزارت قيام نمود و در آرزوى منصب وزارت مرغ روحش به بال خيال طيران نموده متوجه اردوى اعلى شد و چون به ولايت سارى رسيد نوكر ميرزا علاء الدوله به طلب او آمده بود او را مقيد ساخته به‌طرف هرات بازگردانيد . و حضرت خاقان سعيد سلطنت مملكت آذربايجان را به جانب امير جهانشاه بن امير قرايوسف تفويض فرموده نشان همايون به مهر آل تمغا ارزانى داشت و زمام حل و عقد و عنان قبض و بسط آن ولايت را به كمال كياست و سياست و حسن فراست و حماست او بازگذاشت و امير جهانشاه طويهاى پادشاهانه مرتّب داشته پيشكش بسيار به موقف عرض رسانيد و آن حضرت امير جهانشاه و نوكران او را به تشريفات و اسب و زين و زر و كلاه و كمر و چهار قب طلادوز معظّم و مكرّم گردانيد و او را به عدل و داد و تعمير ديار و بلاد و توقير عباد و عباد امر فرمود و از جور و ظلم تحذير و تنفير نمود و موكب ظفرنشان از مملكت آذربايجان به صوب ولايت خراسان روان شد .
هامش
( 203 ) . مذكور در دستور الوزراء ص 357 .