يا رب چه حالت است و ندانم چه مىشود * باور نكردمى اگر اين ديدمى به خواب
سرها نهادهاند براين در سران ملك * ديگر نمىروند از اين در به هيچ باب
در بارگاه چونكه نديدند شاه را * كردند جمله از دل پردرد اين خطاب
شهزاده بايسنغر عالىجناب كو * جمشيد را چه آمد و افراسياب كو
گر او برفت شاه جهان باد در امان * گر گوهرى شكست بماناد بحر و كان
سلطان معين دولت و دين شاهرخ كه باد * بر تخت ملك با دل فرخنده جاودان
يا رب به حق حرمت اولاد فاطمه * صبرى بده به بيگم غمگين و ناتوان
بىاو نمانده در تن پاكش حيات هيچ * مشكل بود حيات كسى را كه نيست جان
زين حال صعب و واقعهء جانگداز زود * پيغام بر نسيم به نزد خدايگان
خاقان روزگار الغ بيگ آنكه هست * جاى كمينه چاكر او فرق فرقدان
عبد اللطيف گلبن بستان مملكت * مقبول طبع روشن و سلطان انس و جان
سلطان دهر شاه براهيم كاز علو * بر تخت فارس تا به ابد باد كامران
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص٤٣٩