همايون نهاد به امرى ديگر رخصت نداد و چون نقش غفرانمآب مكمل شد ، هم در باغ سفيد نماز جنازه گزاردند و آن حضرت در باغ توقف نموده امراى كبار و اشراف روزگار نعش را برداشتند و در آنوقت مملكت خراسان به تخصيص دار السلطنهء هرات چنان معمور بود كه زيادت از آن در آيينهء گمان صورت نمىبست . از درون باغ سفيد تا مدرسهء گوهرشاد آغا كه مدفن شاهزاده آنجا مقرّر بود غلبه و ازدحام به مرتبهاى بود كه در هيچ زمان پيش از آن نشان نتوان داد و تمام خواص و عوام تغيير لباس كرده سياه بر سر بستند و همهء راه از دود آه و لباسهاى سياه بهسان شبهاى هجران تيره و تاريك بود و نعش شاهزاده در محفّه و هودج نهاده به عظمت و آيين تمام به مدرسه و گنبد عالى رسانيدند و چون گنج به خاك تيره سپردند .
بيت
عبرتپذير شو هم ازين خاك كاندرو * شهزادهاى است كاز همه شاهان يگانه است
روز ديگر حضرت خاقان سعيد به رسم تعزيت در باغ سفيد بنشست و امراى كبار به ترتيب آش برخاستند و سادات عظام و علماى كرام و صناديد عالم و اكابر بنى آدم به مجلس همايون حاضر مىشدند و حافظان كلام اللّه ختمات كلام ملك علام به ادا مىرسانيدند و آن حضرت مدت چهل روز هرروز بر مسند خلافت و مستقر سلطنت مىنشست و مشاهير ايران و توران و اعاظم ربعمسكون بر درگاه همايون جمع بودند و هرروز يك دو شاعر ماهر مرثيهها به موقف عرض و محل انها مىرسانيدند . از آن جمله مولانا سيف الدين نقاش كه واحدى تخلص مىكرد مرثيهاى نيكو گفته است و مرثيه اين است :