زهره از پرده بيفتد و تيغ آفتاب در قراب تورات بالحجاب « 151 » زنگار گيرد و حسام بهرام در نيام ظلام شكسته شود و محكمه « 152 » بر مشترى تنگتر از حلقهء انگشترى آيد و ايوان كيوان به دوده « 153 » اندوده گردد .
بيت
شد وقت كه وقت در سر آيد * سيلاب عدم به سر درآيد
شد وقت كه اين چهار حمّال * بنهند محفهء مه و سال
شد وقت كه مركبان انجم * هم نعل بيفكنند و هم سم « 154 »
و در آن صبح ، صيحهء صبح محشر از عالم اصغر برخاست . ندبه و نفير و نوحهء امير و وزير و صغير و كبير گوشواره كنگره كيوان گشت و آواز فغان و زارى از اوج سپهر زنگارى بگذشت و آن ايام هنگام زمستان و موسم برف و باران بود و آفتاب عالمتاب از حجاب سحاب روى جهانآرا نمىنمود و ابر چون ماتمزدگان پيوسته گريان بود و رعد و برق سوزان و خروشان .
و حضرت خاقان سعيد به باغ سعيد فرمود كه صورت واقعهء هائله آنجا روى نمود و زبان گوهربار آيهء كريمهء
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 155 » دررنثار ساخت و به آيين شرع مبين به تجهيز و تكفين پرداخت و تغيير لباس غير گليم برك « 156 » كه بر فرق
هامش
( 151 ) . اشارت است به آيهء 32 از سورهء ص :فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ .( 152 ) . محكمه داورىخانه و جاى حك كردن قاضى است . چون مشترى را قاضى فلك گويند او را داورى خانه ثابت كرده است ( ر ك به فرهنگ آنندراج ج 2 جزو 2 ص 302 ) .
( 153 ) . به معنى دودهء چراغ است .
( 154 ) . از تحفة العراقين خاقانى ( مقالهء اولى و هى تسمّى بعرائس الفكر ) .
( 155 ) . سورة البقرة 156 .
( 156 ) . قسمى از پشمينه كه آن را از پشم شتر بافند و درويشان از آن قبا و كلاه سازند ( فرهنگ آنندراج ) .