شرف مجالست اختصاص مىيافتند و به واسطهء كمال كرم و بذل نعم و خوشسخنى و تازهرويى مطيع و منقاد او مىگشتند و ملوك جهان و پادشاهان عالمستان از مشاهدهء عظمت و جلالت اسباب سلطنت و فر و شكوه شهريارى و انتظام امور جهاندارى و تمهيد قواعد احسان او انگشت تحير به دندان مىگزيدند .
و انواع هنرمندان * و پيشهوران را به نوعى تربيت فرمود كه هريك وحيد زمان و يگانهء دوران شدند و مولانا شمس الدين الهروى * شاگرد مولانا معروف خطاط بغدادى را به حسن تربيت به آنجا رسانيد كه بسيار از خطوط خويش به نام قبلة الكتاب ياقوت المستعصمى كرده مبصران جهان به خط ياقوت قبول كردند و همچنين مولانا جعفر تبريزى * در انواع خطوط به تخصيص نسخ و تعليق خواجه مير على ثانى بود و امروز مولانا ظهير الدين اظهر و مولانا شهاب الدين عبد اللّه و مولانا جلال الدين شيخ محمود شاگردان مولانا جعفر لانظير عصرند و بىتكلّف اين جماعت در علم و عمل خطوط ستّه
مصرع
ابن مقله ، صيرفى « 147 » وقت ، ياقوت زمان
اند ، آن ملكهء روحانى را به صدق همت و فرط مداومت به اقصى مدارج امكان رسانيدند .
بيت
سنان قلم در سه نون بنان * چو گيرند حيران بماند جهان
چو انگشت را داسوش خم دهند * بسى خرمن از فضل برهم زنند
عطارد شود خوشهچين از شغف * نبينى كه در خوشه يابد شرف « 148 »
هامش
( 147 ) . خواجه عبد اللّه صيرفى شاگرد سيد حيدر است در نسخ و وى شاگرد ياقوت است و سلسلهء شاگردى خطاطان خراسان به خواجه مىرسد ( حالات هنروران ص 12 ) .
( 148 ) . يعنى شرف عطارد در سنبله است . ر ك به فرهنگ آنندراج ج 2 ص 543 ، ذيل شرف .