ولادت با سعادت ميرزا سلطان عبد اللّه در شيراز
حق سبحانه و تعالى ، شاهزادهء عالىجناب ميرزا سلطان ابراهيم را بيست و هفتم رجب در دار الملك شيراز فرزند سعادتمند كرامت فرمود و به سلطان عبد اللّه موسوم شد و در آن زمان ممالك حضرت خاقان سعيد در غايت رفاهيت و آبادانى بود به تخصيص دار الملك شيراز كه بر مصر و شام مباهات مىنمود و چون آن مولود عاقبت محمود عرصهء عالم را به يمن وجود شريف مشرف فرمود و ميرزا سلطان ابراهيم را در آن زودى شاهزاده اسماعيل سلطان از عالم رفته بود به يمن مقدم سلطان عبد اللّه غايت نشاط و كمال انبساط ظاهر فرمود و بزم پادشاهانه و جشن خسروانه مهيا ساخت و به نفس شريف سايهء التفات بر ترتيب آن طوى بزرگ انداخت و مجلس عيش و خرّمى و بزم نشاط و بىغمى بهسان بهشت برين و نمودار نگارخانهء چين آراسته شد . مطرب بنشست و ساقى برخاست . ساقيان ظريف لالهروى بادهاى لطيف مشگبوى نرگسآسا در جامهاى زرين بر دست گرفته از كمال صفا و روشنى در روى ماهپيكرشان عكس ساغر چون صورت در آيينه پديد مىآمد و از غايت نازكى گل عارض آفتاب انوارشان از آسيب نفس حريفان مجلس چون عارض گل به دم باد خزان آزرده مىگشت و جام صافى مانند [ آب ] « 141 » بسته و شراب لعل بر شكل ياقوت گداخته مىنمود و مغنيان خوشالحان آواز رود و سرود به چرخ چنبرى رسانيدند چنانچه از سماع نواى روحافزايشان زهره بر بام آسمان در چرخ آمد و چرخ از غايت حيرت نظارهء آن مجلس زمين كردار پابرجا ماند . نسيم عطر مشام
هامش
( 141 ) . در نسخ ديگر هم به ظاهر نبود كه ضبط كرده نشد . ظاهر است كه كلمهء آب از اصل افتاده است .
خواجه عميد لونمكى ( لونكى ، ر ك به مجلهء ارمغان سال دهم ص 572 گفته است : آتش تر به آب بسته فگن ، انورى راست :آتش سيّال ديدستى در آب منجمد * ور نديدستى بخواه از ساقيانش ساغرى( كليات ص 372 )