تحصيل جمعها در آن بقعهء دلگشا و مقام جانفزا نماز جمعه به ادا رسانند و بر فراز منبر كه با منبر نه پايهء سپهر دعوى برترى داشت خطبهء عالى به نام خجسته فرجام آن حضرت موشّح گردانند و خطيب آنجا شيخ شهاب الدين بن شيخ ركن الدين بن شيخ الأسلام شيخ شهاب الدين البسطامى مقرّر شد و جمعهء هشتم صفر فرمانفرماى اقاليم بحر و بر به آن بقعهء منور تشريف حضور ارزانى فرمود و شيخ شهاب الدين مذكور به اداى خطبه قيام نمود و خطبهء بليغ به آوازى مليح و لهجهء شيرين ادا كرد .
امّا در اثناى خطبه ناگاه چند ناله و آه بىجايگاه كشيد و حضرت خاقان سعيد را آن حالت و حركت به غايت ناملائم نمود و چون از آداب و شرايط نماز و عرض نياز به درگاه پادشاه كارساز فارغ شد ، حكم به عزل شيخ شهاب الدين فرمود و مولاناى اعظم شمس الدين محمد بن اوحد « 140 » به خطابت معين گشت .
مصرع
خطبهها در هفت كشور جز به نام او مباد
و در اين سال ، امير خواجه يوسف ولد الياس خواجه كه حضرت خاقان سعيد ولايت سلطانيه و قزوين و ابهر و زنجان ، از حدود رى تا نواحى دار الملك تبريز ، به او عنايت كرده بود وفات يافت و بيست و دوم ربيع الثانى در سلطانيه مدفون شد .
آرى
مصرع
سلطانى و سلطانيه بگذاشتنى است
آن حضرت حكومت ولايات مذكوره را به جانب امير محمد ميرم كه برادر خواجه يوسف بود تفويض و عنايت فرمود .
هامش
( 140 ) . حبيب السير ( ج 3 جزو 3 ص 147 ) [ شمس الدين محمد ] : اوحد ( بهجاى بن اوحد يعنى به اضافت ابنى ) ، نسخه : بن مولانا وحيد الدين واحد . وفاتش مذكور است [ در ضمن متوفيات سال 838 ] .