و در اين سال ، مدرسهء عالى و عمارت متعالى كه مهد عليا گوهرشاد آغا در شمال شهر در سر پل انجيل ساخته بود تمام شد و آن عمارتى است كه در معمورهء عالم شبيه و نظير ندارد و بلندرايان بالادست لطافت و متانت آن عمارت را مطمح نظر اهتمام ساخته رفعتى بخشيدهاند و پايهء حرفت را چنان بلند گردانيده كه اگر شرح و تعريف آن را دبير روشنضمير ديوان سپهر برين به قلم گوهربار از زرحل خورشيد بر لوح سيمين ماه انور تحرير كند هم درخور بود و اگر سخن طرازان سواد هفت كشور كه كواكب ثواقب آسمان بلاغتاند به خامهء دررنثار انصاف از سياهى ديدهء جهان بر بياض كافورى چشم نگارنده هم لايق باشد و شايد كه شمهاى از وصف آن به اين ابيات بيان توان كرد :
قطعه
عقل تا ديد آن بنا از بيت معمور فلك * هرزمان در حيرت افتد كاين كدام است آن كدام
ربعمسكون از جوار اين همى يابد خبر * سقف مرفوع از ستون آن همى گيرد قوام
مهر و مه را از براى خشت آن مىساختند * اين يكى از زر پخته و آن يكى از سيم خام
بوده از شكل هلالش دوش گردون ناوهكش * و آفتابش روز و شب اندر گل اندائى بام
شد شفق شنگرف و گردون كاسههاى لاجورد * مهر و ماهش شمسه و نقاش چرخ خويش كام
و چون آن عمارت عالىمقام به حسن اهتمام آن بانوى نيكنام لطف اتمام يافت و در غايت لطافت زيب و بها و رونق و صفا پذيرفت ، حضرت خاقان سعيد مصلحت چنان ديد كه پيش از اجلاس اهل تدريس و تعيين اصحاب استفادت و