تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

ذكر معاودت سلطان ممالك‌ستان از يورش دوم آذربايجان به صوب مملكت خراسان

چون مصالح مملكت بر وفق ارادت انتظام يافت و خاطر همايون را از جانب استقامت آن ولايت فراغت حاصل آمد ، موكب منصور عزيمت معاودت مصمم گردانيد و طنطنهء اين بشارت به اطراف اقاليم سبعه رسيد و يازدهم شعبان « 116 » از قراباغ اران نهضت فرمود . نظم
به يمن طالع مسعود و بخت ميمون‌فال * نهاد رو به سوى مستقر عزّ و جلال به ساعتى كه سعادت شود از آن مسعود * به طالعى كه از آن بخت نيك گيرد فال
در وقتى كه خورشيد عالم‌افروز چون جمشيد به عزم بزم نوروز سراپردهء شاهى به شرفخانهء خويش آورد و ابر نيسان عقود درر آبدار در دامن باغ و گلزار ريخت و صحن چمن و گلشن به زيور جواهر و لآلى در عدن آرايش يافت و جهان از آثار قوت طبيعى رونق ديگر گرفت و بستان از انوار ربيعى فروغ ديگر پذيرفت . بيت
بيا كه دهر دگربار از قواى طبيعى * گرفت در در و گوهر همه بساط ربيعى
و رايت ظفرنشان « 117 » دوازدهم شعبان مظفر و منصور از آب ارس عبور نمود و
هامش
( 116 ) . مكتوبى از مبارز الدين اسفنديار حاكم قسطمونى به شاهرخ سلطان به تقريب تهنيت بر استخلاص آذربايجان از تركمانان در منشآت السلاطين ج 1 ص 213 است و مورخ است در 9 شعبان سنهء 833 ه . ( 117 ) . نسخه : جمعه دوازدهم .