فرمود و هم از طرف نخجوان به راه گريوهء امرودلق دوازدهم محرم .
مصرع
عازم قشلاق قراباغ شد
و نوزدهم صفر در قراباغ فرود آمد و امير ابو سعيد بن امير قرايوسف به اردوى اعلى رسيده به سعادت بساطبوس استسعاد يافت و عنايت پادشاهانه شامل حال او گشت و حضرت خاقان سعيد آن زمستان در قراباغ اران گذرانيد و قبهء بارگاه عالمپناه به اوج مهر و ماه رسانيد . پادشاهان جهان و گردنكشان دوران از حدود فرنگ و مصر و شام ، رسل و رسايل به هرگونه وسايل به اردوى فلك احتشام فرستادند و حالات و ملتمسات به وسيلهء امراى عظام عرضه داشتند و مهمات ساخته و انعام و اكرام يافته برحسب اجازت مراجعت نمودند و آن حضرت حكومت مملكت آذربايجان و ضمايم آن را به جانب امير ابو سعيد بن امير قرايوسف كه چون دولت و اقبال روى اميد به درگاه سلطان پناه آورده تفويض فرمود و غايت عنايت دربارهء او بذل نمود و گوش هوش او را به نصايح پادشاهانه و مصالح خسروانه آراسته گردانيد و آنچه از خصايص و خصايل انسانى و فواضل و فضايل باشد بر زبان گوهربار و لفظ دررنثار گذرانيد و درّى چند شاهوار در كنار روزگار او يادگار نهاد كه جوهرشناس عقل با كمال معرفت از بيان قيمت آن قاصر است و ناطقهء سخنسراى قلم با چندان جولان در مضمار بلاغت از شرح فوايد و منافع آن عاجز .
بيت
گوهرى دادش كه صد جانش بهاست * معنى جان سخندانش بهاست
امير ابو سعيد زمين خدمت به لب ادب بوسيده و جبين طاعت بر خاك عبوديت سوده گفت :