تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
قطعه
رايت و راى تو تا افگنده‌اند از روى لطف * نور بر چرخ بلند و سايه بر دهر خراب روشنان سقف گردون فارغ‌انداز احتراق * ساكنان ربع‌مسكون ايمن‌انداز اضطراب
بنده از شمار كدام نيكو خدمتان است كه چندين نوازش و الطاف و پرورش و استعطاف دربارهء او مبذول فرمايند و انواع عواطف و اصناف عوارف نسبت با او رعايت نمايند . بيت
تا بر سرم فكندى از لطف خويش سايه * چون آفتاب تابان گردون مسير گشتم
اكنون بر وفق راى انور و مقتضى فرمان مطاع منطقهء مطاوعت و بندگى بسته‌ام و چاكرانه بر آستان خدمت نشسته مصرع
به هرچه حكم كنى بر وجود من حكمى
و امير ابو سعيد سخنان خاقان پادشاه‌نشان كه طرازندهء لباس نيكنامى و فرازندهء لواى شادكامى است مصرع
چون الف در ميان جان جا كرد
و همچو دال بر كنار دل نشاند . مصرع
سخن كز جان برون آيد نشيند لاجرم بر دل
و آن حضرت عزم مراجعت جزم فرمود .