تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
محمود اغلان را محمد غازى در مغولستان قتل كرد . بيت
كشتى تو و كشتند ترا بهر مكافات * تا باز كجا كشته شود آن‌كه ترا كشت
و پيش از آن‌كه ميرزا ابراهيم سلطان به اردوى خاقان عالم‌ستان آيد قاصد و عرضه داشت از تخت فارس فرستاده بود و از عزيمت خود به‌طرف ولايت هرموز و اطراف گرمسيرات خبر داده و شاهزاده چون عزيمت نمود ، نخست قلعهء منوجان را محاصره فرمود و چون به سبب شدت گرما موسم آن يورش نبود ، هرموزيان كه متحرزان جهانند قلاع خود محكم ساخته در جزيرهء جرون خزيدند و دم دركشيدند . لشكر فارس به جهت عفونت هوا وحدت گرما خراب شده بسيارى از حليهء حيات عارى گشتند و امراى فارس به لطايف حيل صلح‌گونه‌اى شكسته‌بسته درهم بستند و به محقر تحفه‌اى قناعت نموده بازگشتند .

وقايع سنهء ثلاث و ثلاثين ذكر نهضت همايون به صوب قلعهء النجق و قشلاق فرمودن در قراباغ

موكب همايون هشتم محرم از ظاهر سلماس با لشكر بىحد و قياس نهضت فرمود و از راه نخجوان ميل جانب قلعهء النجق نمود و چون آفتاب رايت ميمون سايهء همايون بر آن ناحيت انداخت و نعال مراكب گردون مواكب آن سرزمين را مشرف ساخت حصنى نمود در رفعت از ايوان كيوان گذشته و قاعدهء آن با نقطهء زمين قرين گشته و لشكر منصور رايت نصرت گشاده و شمشير ظفر كشيده دايره‌وار گرد قلعه درآمدند و نقطه كردار آن را در ميان گرفتند و اهل قلعه را از مشاهده آن حال آتش در جان گرفته دود حيرت به سر برآمد و عجز و قصور خود معاينه ديدند و پيشكش و نثار با اعتذار بسيار بيرون فرستادند و آن حضرت بر حال ايشان بخشوده عزم يورت قشلاق