ذكر شكر حضرت پروردگار و تربيت شاهزادگان كامكار و امراى نامدار و اخبار ساير بلاد و ديار
چون آفتاب فتح و ظفر از مشرق عنايت برآمد و هماى همايونفال سعادت و اقبال جناح نجاح بازگشاد و تأييد آسمانى به ميامن دولت حضرت خاقانى جمعيت تركمان پريشان گردانيد و لشكر مغرور مقهور گشت ، آن حضرت به مضمون كلام معجز نظام الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده رطب اللسان و عذب البيان شد و به عجز و قصور خود اعتراف نموده فتح و ظفر از عنايت حضرت آفريدگار دانست و شكر نعماى الهى به جا آورد و شاهزادگان كامكار و امراى نامدار و بهادران شجاعت پيشه و دلاوران غضنفر انديشه كه در ميدان نبرد و معركهء مردان مرد آثار شجاعت و اقتدار ظاهر ساخته بودند همه را به انعام و اكرام معزّز و مكّرم گردانيد و پايهء قدر همگنان از ايوان كيوان گذرانيد .
مصرع
ز بحر كرم گشته غرق نعم
و در اين وقت كه اردوى گردون اساس در ظاهر سلماس نشسته بود ، از جانب ماوراء النهر و تركستان عرضه داشت و قاصد ميرزا الغ بيگ رسيد و به موقف عرض رسانيد كه ميان سلطان محمود اغلان و براق اغلان در مغولستان محاربهء عظيم واقع شد و سلطان محمود براق را به قتل آورد .
و هم در آن ايام از خراسان ايلچى آمد و عرضه داشت كه شاهزادگان ميرزا مظفر بن ميرزا بايقرا و ميرزا سنجر بن ميرزا پير محمد كابلى و ميرزا عمر شيخ بن ميرزا پير محمد شيرازى جهان فانى را وداع كردند . آن حضرت را از استماع خبر وفات شاهزادگان ملالى عظيم روى نمود . اما جز صبر و تسليم چارهاى نبود . ترويح روح ايشان را اطعام طعام و ختمات كلام ملك علام فرمود .
و از جانب ماوراء النهر باز ايلچى آمد و عرضه داشت نمود كه سلطان