تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
بيت
جناح آن‌چنان بست بر پيشگاه * كه پوشيده شد روى خورشيد و ماه
لشكرى بىكران سراسر قدرت و توان ، همه پيل‌تن ولى لشكرشكن ، همه شيردل ولى زره گسل و جوانغار از فروغ طلعت پادشاهانه و يمن وجود خسروانهء شاه فيروزجنگ ، مسندنشين سرير هفت اورنگ ، غياث الدين ميرزا بايسنغر آرايش يافت و امراى عظام و مبارزان ايام با لشكرهاى خراسان و مازندران در ظل رايت خورشيد آيت آن‌جناب جمع آمدند . بيت
چپ و راست آراست از ترگ و تيغ * چو آرايش گلشن از اشك ميغ
سپاهى چون قطرات سحاب بىحساب و لشكرى چون ذرات آفتاب جهانتاب و قول و القلب مستقر سلطان الرّوح به اعلام ظفر اعلام حضرت خاقان سعيد آراسته شد و شير بيشهء جلادت و نهنگ درياى شجاعت ميرزا محمد جوكى بهادر با چند هزار سوار نامدار و دلاوران شمشيرگذار به رسم كومك ملازم قول بزرگ تعيين يافتند . مقرر آن‌كه اگر طرفى به مدد احتياج شود مردان مرد ، دليران صف نبرد مرتب و مهيا باشند . و امير اسكندر ميمنه و ميسره و قلب و جناح و ساقه و كمينگاه به برادران نامدار و بهادران نيزه‌گذار و دليران روزگار و جانبازان كارزار كه زبان تيغ بىدريغشان مفسر آيت جلادت و لمعان سنان فتنه نشانشان نشان شجاعت تواند بود آراسته داشت و با لشكرى بىحد و سپاهى بىعد كه از كثرت عدد ، انديشه از تعدادشان حيران و محاسب وهم از حصرشان بىنشان مىنمود رايت جلادت برافراشت و آن دو سپاهى جنگجوى تندخوى در برابر يكديگر صف‌آراى شدند .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 395 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى