معسكر سلطان جهان شد و از آنجا لشكر گردون اساس عازم خوى و سلماس گشت و در آن نهضت همايون روزبهروز و منزلبهمنزل از آيين سلطنت و فرمانروايى و رسوم شوكت و كشورگشايى به تخصيص در حين عرض سپاه مورشمار شيرشكار نصرتشعار و هنگام نمودن جيبا و اسلحه و ساير آلات و اسباب رزم و پيكار آثارى مشاهده رفت كه هرچه اهل تاريخ در مناقب سلاطين كامكار و مراتب خواقين سپهر اقتدار از عهد كيومرث باز الى زماننا هذا به نظم و نثر پرداختهاند و زيور اوراق ليل و نهار ساخته در جنب آن امرى محقر و مختصر و افسانهاى مىنمود .
شعر
و ان يفق الأعاظم و هو منهم * فان المسك بعض دم الغزال
و ظاهر سلماس از قبهء كرياس كيوانمماس سر افتخار از فلك دوار گذرانيده و ماه رايت ظفرآيت فروغ عالمتاب به ذروهء آفتاب رسانيد و لشكر گردون صولت بهرامسطوت مرتب شد .
ذكر وصول موكب فلكاساس به ظاهر سلماس و محاربه با سپاه تركمان و انهزام ايشان
چون صحراى سلماس از لشكر بىحد و قياس كه چون ذرّات آفتاب فراوان و چون قطرات سحاب بىپايان بود چند فرسنگ مالامال شد و به دولت و اقبال در كمال ابهت و جلال فرود آمدند ، از جانب مخالفان امير اسكندر تركمان و برادران با لشكرى باران عدد ، طوفان مدد كه از شكوه ايشان ولوله و زلزله در كوه افتد نزديك رسيد .
حضرت خاقان سعيد به تعبيهء لشكر و تسويهء صفوف فرمان فرمود و برانغار مركز رايات فتح آيات شاه كامكار و طليعهء سپاه ظفر اقتدار مغيث الدين ابو الفتح ميرزا ابراهيم سلطان و لشكرهاى فارس آمد .