تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
در آن مقام آسوده و آرام گرفته‌اند استعانت نمود . و هفتدهم ماه قصبهء سمنان منزل همايون شد و آن حضرت سعادت زيارت شيخ بزرگوار و مقتداى روزگار مرشد حقّانى شيخ ركن الدين علاء الدولهء سمنانى رحمة اللّه عليه دريافت و از آن‌جا عنان سمند جهان‌پيما به صوب ولايت رى تافت . و چهارم ماه مبارك رمضان ظاهر طبرك به فر نزول همايون غيرت‌فزاى فضاى فلك آمد و زيارت سيد عبد العظيم و شيخ ابراهيم خواص و امام محمد شيبانى به واجبى نموده مراسم آن به جا آورد . و همچنين به هر ولايت كه مىرسيد و مزار بزرگوارى مىدانست يا مىشنيد روى نياز به آن‌جا آورده طريق نيازمندى مسلوك مىداشت . لاجرم به يمن اين نيت و حسن چنين عقيدت به هر طرف كه موكب ظفر قرين روى آورد حق تعالى نصرت و اقبال را دواسبه به استقبال فرستاد و هر آرزو كه خاطر خطير پادشاهى بر ضمير منير گذراند عنايت الهى در كنار مراد او نهاد . بيت
به هرطرف كه رخ آورد بخت بيدارش * عنايت ازلى بود تا ابد يارش
القصه حضرت خاقان چند روز ملك رى را مركز دايرهء سلطنت ساخت و رايت ظفرآيت در آن ولايت برافراخت و لشكرهاى جهان و سرداران ايران و توران و ضميمهء سپاه ظفرپناه آمدند و صد هزار سوار نامدار در ظلال اعلام نصرت اعلام قرار گرفت . لشكرى كه عدد نجوم افلاك در تعداد آن ناچيز نمود و سپاهى كه محاسب عقل و ادراك در شرح احصاى آن حيران بود . * بيت
سپاهى از شمار اختر افزون * سپاهى از حساب و عقد بيرون
و حضرت اعلى به موجب
رَبِّ [ اشْرَحْ لِي صَدْرِي . . . ]
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ