تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
اموال فراوان به دست ايشان افتاد و تمام مملكت ماوراء النهر چنان به‌هم برآمد كه جمعى مردم كوته‌بين خواستند كه دروازهاى سمرقند دربندند و تدبير قلعه‌دارى كنند . اكابر سمرقند كه اختياردار آن بلاد و ديارند مانع آمده گفتند : بيت
سگ كيست روباه ريزيده چنگ * كه با شيرمردان درآيد به جنگ
و لشكر براق اغلان در اطراف ممالك ماوراء النهر و تركستان به تخريب بلاد و تعذيب عباد اشتغال داشتند و از تاراج و غارت دقيقه‌اى نامرعى نمىگذاشتند و اين خبر موحش و قصهء ناخوش در خراسان به موقف عرض حضرت خاقان سعيد رسيد . و از معظم وقايع اين سال قصهء كارد خوردن حضرت خاقان سعيد بود و شرح آن‌چنان است كه آن حضرت باوجود علو منقبت سلطنت و كمال منصب خلافت كه اكثر ربع‌مسكون در تحت فرمان همايون بود و از حدود چين تا اقصاى روم و از نهايت تركستان تا پايان هندوستان فرمان جهان‌مطاع را انقياد مىنمودند ، آن حضرت هميشه روى عجز بر زمين اخلاص نهاده بود و زبان به ذكر و مناجات گشاده و خاك سجده‌گاه به آب ديده آغشته مىگفت : الهى اگهى كه ملتمس اين بىكس چيست . مرا همچنان‌كه سلطنت مجازى در دولت عاريتى ارزانى داشتى به نزهتگاه حقيقى و جنّت‌سراى معنوى راه‌نماى . بيت
برسان بدان مقامم كه نشان تو بيابم * غلطم ، نشان كه يابد ز نشان بىنشانى
و چند روزى كه زمام مهام و سرانجام امور جمهور خواص و عوام به قبضهء