تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
دو خواجه‌سرا گرفته و ميان طناب بربكره‌اى بود كه چون آن طناب را بكشند آن پرده پيچيده شود . به اين نوع در باز شده پادشاه بيرون آيد و سازها مىنوازند . چون پادشاه نشست همه خاموش شدند و بالاى سر پادشاه به ده گز بلندى كلّه بسته بودند چون سايبانهاى چهارده گزى از اطلس زرد و چهار اژدر كه باهم در حمله‌اند بر آن باسمه زده . چون پادشاه قرار گرفت ايلچيان را پيش برده پنج كرت سر بر زمين نهادند و بازگشته به‌جاى خود پيش شيره‌ها نشستند و غير آن‌كه بر سر شيره‌ها بود هرساعت آشها و گوشتهاى بره و غاز و مرغ و دراسون مىآوردند و بازيگران به بازى درآمدند . اول جماعتى پسران چون ماه به‌سان دختران سرخى و سفيده كرده مرواريد در گوش و جامه‌هاى زربفت پوشيده و نخلها و گلها و لاله‌هاى ملوّن كه از كاغذ رنگين و ابريشم بسته بودند بر دست گرفته و بر سر خلانيده بر اصول خطاييان در رقص آمدند و بعد از آن دو پسر ده ساله بالاى دو چوب معلقها زدند و شخصى براستان خوابيد و پاى خود را بالا داشت و چند نى بزرگ پاى او نهادند و شخصى ديگر مجموع آن نيها را به دست گرفت و پسرى ده دوازده‌ساله آمد و بر بالاى آن نىها رفت . درازى هرنى هفت گز بوده باشد . آن پسر بر سر آن نيها انواع بازيها كرد و به آخر يك‌يك نى مىانداخت تا يك نى ماند . بر سر آن معلقها زد و بازيها كرد و بعد از آن حركات غريب ناگاه از سر نى خطا شد چنان‌كه همه‌كس گفتند افتاد . آن شخص خفته بر پاى جست و او را در هوا گرفت . و از اهل ساز شخصى ياتوغن نواخت و دوازده مقام اصل نموده بر خلاف اصول خطاييان و شخصى ديگر پيپه ساز كرد و ديگر موسيقار و باز هم از اين با يكى يك دست بر ياتوغن و يك دست بر موسيقار و صاحب موسيقار يك دست بر موسيقار و يك دست بر پيپه و صاحب پيپه يك دست بر پيپه و يك دست بر سوراخهاى نى و صاحب نى دهان بر نى و چار پاره در دست . مجموع بر اصول كه خارج نبود . و اين مجلس تا آخر نماز پيشين برداشت و پادشاه بازيگران و گويندگان را هم در مجلس نقد انعام فرمود و پادشاه در حرم رفته ايلچيان را اجازت شد و در صحن
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 341 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى