تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
سه طرف نردبانهاى نقره يكى از پيش و دو از چپ و راست و دو خواجه‌سرا ايستاده و بر دهان چيزى بسته ، از كاغذ مقوّا تا بن گوش و باز تختى خردتر بر بالاى آن تخت نهاده مثل صندلى اما بزرگتر . گوشه‌هاى بسيار دارد و متكا دارد و پايه‌هاى غريب و از چپ و راست مثل عودسوزى يا قبه‌اى كه بر سر آن نهاده‌اند مجموع آنها از چوب مطلّا كرده‌اند . مصرع
تو گفتى همه خود مجسم طلاست
مولانا قاضى گفت هشت سال است كه اين تخت طلا كرده‌اند و در اين مدت هيچ از آن نسوده و ديگر ستونها و پله‌ها و چوبهاى اين عمارت از جوشه رنگ كرده و روغن داده كه استادان ربع‌مسكون در آن حيرانند و شيره‌هاى طعام و نقل و نخلبندى پيش پادشاه نهاده و از چپ و راست تخت داجيان صاحب وجود ايستاده و تركش و شمشير بسته و سپر حمايل كرده و در پس پشت ايشان سپاهيان ناچخها گرفته و جمعى شمشيرهاى برهنه داشتند و در طرف چپ كه پيش ايشان زياده از راست است جاى ايلچيان بود . پيش امرا و هركس كه تعظيم كنند سه شيره نهند و از آن فرودتر دوتا به يك شيره و شايد كه در آن روز هزار شيره مرتب بل زياده پيش مردم نهاده باشند و ديگر پيش تخت پادشاه نزديك پنجرهء طنبى گورگهء بزرگ نهاده و شخصى بر بالاى صندلى بلند ايستاده و پهلوى او اهل ساز منتظر و پيش تخت هفت چتر هفت رنگ و برون طنبى چپ و راست قريب دويست‌هزار سلاحدار ايستاده و برابر تخت مقدار گزوار كه به كمان سخت اندازند مثل جنبلق ده گز در ده گز ، ديوار آن از اطلس زرد و در درون آن آش پادشاه ترتيب كنند و دراسون و هرگاه جهت پادشاه و دراسون آرند اهل ساز به يك بار آغاز ساز كنند و آن هفت چرخ‌زنان مىآيند تا نزديك تخت و آن آش يا دراسون را در حقهء بزرگ نهاده‌اند و سرپوش هم از جنس حقه پوشيده . چون اينها مرتب شده ايلچيان برپاى ايستاده درى از پس تختگاه در حرم بود و پردهء بزرگ آويخته و طناب ابريشمين بر دو طرف بسته و سرهاى طناب
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 340 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى