تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
خوب‌اند . در راه ايمنى هست ؟ . ايلچيان گفتند راه امن است . اگر حكم سلطان شاهرخ باشد . گفت آن را دانسته‌ام . از راه دور آمده‌ايد . برخيزيد و آش خوريد . و ايلچيان را به فضاى اول بردند و هريك را يك شيره و صندلى نهادند و بر هرشيره چنانچه پيشتر گفته شده بود آش خوردند و ايشان را به يامخانه بردند و در يامخانه در هرخانه‌اى كتى خوب و بستر و بالش اطلس و كمخا و كفش كمخا در غايت نازكى دوخته و كوشكه و جنبلق و صندلى و منقل و جايگاه آتش و ده كت ديگر از چپ و راست با بستر و بالش اطلس و كمخا و زيلوچه‌ها و حصيرهاى نازك هركس را بدين نسق در يك خانه مقرر كرده و ديگ و كاسه و چمچه و شيره و هر روز ده كس را يك گوسفند و يك غاز و دو مرغ و هريك را دو من شرع آرد و يك كاسهء بزرگ برنج و دو كليچهء بزرگ با حلوا و يك ظرف عسل و سير و پياز و سركه و نمك و تره‌هاى ملون و دو كوزه دراسون و يك طبق نقل و چند خدمتكار صاحب حسن بر دو قدم از بام تا شام و از شام تا بام . روز ديگر نهم ذى الحجه هنوز شب بود كه سچين آمد يعنى شقاول . ايلچيان را گفت برخيزيد كه پادشاه طوى مىدهد و اسبان با زين آورده ايشان را سوار كرد و به اردوى پادشاه برد و ايشان را در كرياس اول نشاندند تا روز و آن زمان قرب دويست سيصد هزار آدمى جمع شده بودند . چون روز شد آن سه دروازه گشادند و ايلچيان را به پاى تختگاه داد بردند و از براى پادشاه پنج‌بار سر بر زمين نهادند و پادشاه از تخت فرود آمده ايلچيان را بيرون بردند و فرمودند كه خود را سبك كنيد كه در ميان طوى به قضاى حاجت بيرون نمىتوان آمد . ايلچيان پراكنده گشته باز جمع شدند و درون رفته از كرياس اول و دوم كه تختگاه داد است گذشته به كرياس سيم درآمدند . صحنى به غايت گشاده فرشهاى خوب از سنگ تراشيده و در پيش آن طنبى بزرگ شست گز . روى اردو و كوشكها و روى عمارت و در خانه‌هاى خطاييان بر جانب جنوب باشد و درون طنبى تختى به عظمت نهاده از قد مردى بلندتر و از
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 339 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى