تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
و تكه و ببر و پلنگ و اژدرها و درختان نموده و بر ديوارها صورتگريها كرده در كمال مهارت و عمارات اطراف در غايت لطافت و در اين شهر نيز چرخ گردانى مثل قمجو اما از آن بزرگتر و به تكلفتر . و همچنين هرروز چهار فرسنگ و پنج فرسنگ مىرفتند تا هشتم ذى الحجه هنوز تاريك بود كه به دروازهء خان‌بالق رسيدند . شهرى به غايت بزرگ چنانچه هر ديوارى يك فرسنگ بود و بر ديوارهاى دور شهر به سبب آن‌كه هنوز عمارت مىكردند ، صد هزار خوازه بسته بود و هنگام صبح دروازه نگشوده بودند . ايلچيان را از برجى كه عمارت مىكردند به شهر درآوردند و بر در كرياس پادشاه فرود آوردند و بر در كرياس مقدار هفتصد قدم فرش سنگ تراشيده انداخته بود . پياده از روى فرش گذشته به در اردو رسيدند . بر هرطرف در پنج پيل ايستاده و خرطومها به راه داشته . ايلچيان از ميان خرطومها . گذشتند و درون رفتند . قريب صد هزار آدمى ، آن زمان كه هنوز روشن نشده بود بر در سراى پادشاه بودند . چون ايلچيان درآمدند فضايى ديدند به غايت وسيع و جانفزاى و هوايى بسيار لطيف و دلگشا و در پيش آن كوشكى كرسى آن سى گز و بر بالاى كرسى ستونهاى پنجاه گزى برپاى كرده و عمارات بر بالاى آن و طنبى ساخته شست گز در چهل گز و در پيش ستونها سه دروازه ، ميانى بزرگتر پشت دروازه چپ و راست گورگه و ناقوس نهاده آويخته و دو كس منتظر ايستاده تا پادشاه كى به تخت برآيد و قرب سيصد هزار آدمى بر درگاه جمع گشته بود و هزار مغنّى ايستاده و آواز بم و زير باهم ساز كرده به زبان خطايى و اصول ايشان دعاى پادشاه مىگويند و دو هزار ديگر سلاحدار ناچخ و دورباش و زوبين و حربه و خشت پولاد و تبرزين و نيزه و شمشير و گرز در دست داشتند و بعضى بادبيزن خطايى و چتر گرفته و بر اطراف آن فضا خانه‌ها و صفه‌ها و ستونهاى معظم بر كنار صفه‌ها و ديوار خانه‌ها مجموع شبكه و فرش سنگ تراشيده . القصّه چون روشن شد ، آنها كه بر بالاى كوشك منتظر پادشاه بودند گورگه و دهل و دمامه و سنج و نى و ناقوس فروكوفتند و آن سه دروازه را گشادند و خلايق