خشكى گذشته و بر دو طرف آب دو ميل آهن هريك به سطبرى ميان مردى در زمين محكم كرده و زنجيرها بر آن استوار ساخته و كشتيها را به قلابهاى بزرگ و زنجيرها استحكام داده و بر بالاى كشتيها تختهها انداخته و همه محكم و هموار ساخته ايلچيان بىزحمت عبور نمودند و در آن طرف آب قراموران شهر معظم بود .
ايلچيان را طوى دادند بيشتر از طويهاى پيشتر و در اين شهر بتخانهاى عظيم بود چنانكه از سرحد خطاى تا آنجا مثل آن عمارت نديده بودند و سه خرابات و اختران صاحبجمال . اگرچه دختران خطايى بيشتر صاحب حسناند امّا آن شهر را حسنآباد خوانند و از آنجا بر چند شهر ديگر گذشته . دوازدهم ذيقعده به آبى رسيدند در برابر جيحون و از آنجا به كشتى سلامت بگذشتند و از چند آب ديگر به كشتى و پل عبور نموده .
بيست و هفتم به شهر صدينفو رسيدند . شهر معظم و غلبهء بسيار و بتخانهاى به عظمت و بتى جسيم از برنج ريخته و مطلّا كرده پنجاه گز در بلندى متناسب اعضاى ، بر اعضاى او صورت دستها ، بر كف هردست صورت چشمى و آن بت را هزار دست خوانند و در خطاى شهرتى دارد و كرسى از سنگ خوب تراشيده كه اين بت و عمارت بر آن كرسى است و ديگر رواقها و منظرها و غرفهها بر گرد او ، چند آشام . آشام اول از كلهء پاى او گذشته و آشام دوم به زانوى او نرسيده و ديگر از زانوى او گذشته و ديگرى به ميان رسيده و ديگرى به سينه همچنين تا سر و سر آن عمارت متكلف به مقرنس درآورده و چنان پوشيده كه مردم در آن حيراناند و هشت آشام است و در همه آشامها از درون و برون توان گرديد و اين بت را ايستاده ساختهاند و دو قدم او كه هريك قرب ده گز باشد بر بالاى دو تيغهء ريخته ايستاده و آن خود نمىنمايد و گويى معلق ايستاده . صد هزار خروار برنج تخمينا در آن عمل خرج شده باشد و ديگر بتكان خرد ساختهاند از گچ و رنگآميزى كرده و كوهها و كمرها از گچ نموده و در آن كوهها و كمرها و غارها و مغارهها صورتگرى كرده چنانكه بخشيان و رهبانان و جوكيان در چله نشستهاند و رياضت مىكشند و قجقار
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص٣٣٥